مسجد ارک 1394/4/26 - ماه مبارک رمضان (شب سیام) - حاج منصور ارضی
26 تیر 1394
کردند سفره را جمع پس سفرهدار من کو؟ / من دیر آمدم رفت، چشم انتظار من کو؟
گیرم مرا ببخشند شرمندگی من چی؟ / با آن همه معاصی بر شانه بار من کو؟
من قهر کردم اوّل، زود آمد آشتی کرد / آنکه مرا بغل کرد آن یار، یار من کو؟
یک عمر عاشقم بود من کور کور بودم /… بیشتر »
نظر دهید »
مسجد ارک 1394/4/25 - ماه مبارک رمضان (شب بیست و نهم) - حاج منصور ارضی
25 تیر 1394
دو شب مجال گدایی برای ما مانده / هنوز بند گناهان به پای ما مانده
حلال کن اگر از جمع ما، بدی دیدی / خجالت از تو در این چشمهای ما مانده
هر آنچه پای تو ناله زدیم هم کم بود / صدای خوردن بغض صدای ما مانده
برای آنکه کسی را مرانی از در خود / به آستان تو دست… بیشتر »
مسجد ارک 1394/4/24 - ماه مبارک رمضان (شب بیست و هشتم) - حاج منصور ارضی
24 تیر 1394
دلم شکسته مرا باز بیصدا بخرید / رسیدهام به ته خط از ابتدا بخرید
شریک نفس شدن ورشکستگی دارد / کمک کنید کمی از گناه ما بخرید
چه قدر این رمضانها بیاید و برود / نمیروم پی کارم دوباره تا بخرید
تمام شد من بیچاره ماندم و تو فقط / کسی که بیکس و تنهاست را… بیشتر »
مسجد ارک 1394/4/23 - ماه مبارک رمضان (شب بیست و هفتم) - حاج منصور ارضی
23 تیر 1394
آخرین شبهاست کم کم رفع زحمت میکنیم / جیبمان خالیست احساس خجالت میکنیم
بین مسجد بیشتر با خود تعلّق میبریم / حقّ صاحبخانه را کمتر رعایت میکنیم
هر چه روزی میدهی خرج معاصی میشود / ما فقط سوء استفاده از رفاقت میکنیم
بیشتر دارد اَجل سر به جوانان… بیشتر »
مسجد ارک 1394/4/22 - ماه مبارک رمضان (شب بیست و ششم) - حاج منصور ارضی
22 تیر 1394
مثل طفلی مینشینم گریه زاری میکنم / تا در آغوشم نگیری بیقراری میکنم
با تو بعضی وقتها ساز مخالف میزنم / با تو بعضی وقتها ناسازگاری میکنم
هرچه هم اصرار کردم حاجت من را نده / شاید اصلا روی شَرّی پافشاری میکنم
روزه میگیرم ولیکن چشم و گوشم روزه نیست… بیشتر »
مسجد ارک 1394/4/21 - ماه مبارک رمضان (شب بیست و پنجم) - حاج منصور ارضی
21 تیر 1394
روزگاری دل من شوق مناجاتی داشت / یاد داری؟ سحر از خوف، چه حالاتی داشت
بین دریای عطای تو گرفتار شدم / عاشقی، از کرمت گفت، گنهکار شدم
حسّ خوبِ سحرم را به عطا برگردان / پُرِ بغضم، تو به من اشک مرا برگردان
قفلِ دل را بشکن، مختصری گریه کنم / دل من لک زده یا… بیشتر »
مسجد ارک 1394/4/20 - ماه مبارک رمضان (شب بیست و چهارم) - حاج منصور ارضی
20 تیر 1394
بر زخمهای سینهی عاشق دوا بس است / داغ ندیدنت به جگرهای ما بس است
بی تو شبیه کوچهی تنگ است شهرمان / ای زائر شهید مدینه، بیا، بس است
پُر کن دوباره کِیل مرا «ایّها العزیز» / هرگز نگو تصدّق این بینوا بس است
بر خشکی لبان من افطار چاره نیست / قدری غبار از… بیشتر »
مسجد ارک 1394/4/19 - ماه مبارک رمضان (شب بیست و سوم) - حاج منصور ارضی
19 تیر 1394
حالا که از تعلّقِ خود، کنده آمده / حالا که از گناه، سرافکنده آمده
در وا کنید بندهی شرمنده آمده / آلودهای فراری و یک دنده آمده
مثل همه مرا بپذیری چه میشود؟ / امشب اگر که دست بگیری چه میشود؟
در سینهام هزار و یکی راز مانده است / دام گناه پیش رویم باز… بیشتر »
مسجد ارک 1394/4/18 - ماه مبارک رمضان (شب بیست و دوم) - حاج منصور ارضی
18 تیر 1394
فرصت به هدر رفت خجالت نکشیدیم / پیری به سراغ آمد و حسرت نکشیدیم
تا کسب مقامات ریاضت نکشیدیم / شب تا به سحر رنج عبادت نکشیدیم
دیگر ته خطیم بیا، رحم به ما کن / هستیم پشیمان به خدا، رحم به ما کن
با سیرهی پیغمبرمان اُنس نداریم / با صبر و رضا، حفظ زبان اُنس… بیشتر »
مسجد ارک 1394/4/17 - ماه مبارک رمضان (شب بیست و یکم) - حاج منصور ارضی
17 تیر 1394
وا... که نور ندارد از خود آفتاب / خورشید نور روی تو را داده بازتاب
وصف شما که کار بشر نیست یا علی / باشد اگر که فضل تو سرفصل صد کتاب
ذکرت عبادتیست که مستی میآورد / بر زاهدان رواست چشیدن از این شراب
حبّ علی کلید در باغ جنّت است / با این وجود خوف… بیشتر »
مسجد ارک 1394/4/16 - ماه مبارک رمضان (شب بیستم) - حاج منصور ارضی
16 تیر 1394
زبان عرض دعای مرا درست کنید / نمیروم که مرا با، بیا درست کنید
رفیقها همه دورم زدند و تنهایم / خراب کردم امّا شما درست کنید
خریدنی است بنای دلِ شکسته اگر / از این شکسته بنا، ربّنا درست کنید
هوای کار مرا داشتی نفهمیدم / دوباره کار مرا بیهوا درست کنید… بیشتر »
مسجد ارک 1394/4/15 - ماه مبارک رمضان (شب نوزدهم) - حاج منصور ارضی
15 تیر 1394
هر دم شده این، آوای دلم / محشر نکنی، یا ربّ خجلم
ای خالق نور، العفو العفو / ای رب غفور، العفو العفو
دیدم همه کس را، راهی بدهی / حتی به گدا در راهی بدهی
من هم به طلب سوی تو شدم / تا راه به این گمراه بدهی
از بخل و غرور العفو العفو / ای ربّ غفور العفو… بیشتر »
مسجد ارک 1394/4/14 - ماه مبارک رمضان (شب هجدهم) - حاج منصور ارضی
14 تیر 1394
فقیر محض رسیدم به پات محتاجم / تصدّقی که ز کل جهات محتاجم
غریق نفسم و در حال دست و پا زدنم / کسی نیامده بهر نجات محتاجم
سخن زیاد ولی حال عرض حاجت نیست قلم که هست به قدری دوات محتاجم
مرا رفیق خودت کن به عافیت برسم / محل بده که به این التفات محتاجم
برای… بیشتر »
مسجد ارک 1394/4/13 - ماه مبارک رمضان (شب هفدهم) - حاج منصور ارضی
13 تیر 1394
عهد بستم که دگر یار تو باشم حتما / بندهی خوب و سزاوار تو باشم حتما
گر چه این بارِ کجم را به تو دادم ولی / ننوشتم که سربار تو باشم حتما
باز هم گرمی آغوش شما هست که من / گاه شرمندهی رفتار تو باشم حتما
درد من را احدی غیر خودت درک نکرد / مونسم باش که… بیشتر »
مسجد ارک 1394/4/12 - ماه مبارک رمضان (شب شانزدهم) - حاج منصور ارضی
12 تیر 1394
پانزده شب سر سجّاده تو را خواستهام / در مناجات خدا را ز خدا خواستهام
مسجد جامع قلبم حسینیه (حسنیه) شده است / این تو هستیکه فقط بین دعا خواستهام
ته بشقاب تو یک عمر برایم کافیست / من از این خردهی نان، نان و نوا خواستهام
لیلة القدر مرا زودتر آماده… بیشتر »
مسجد ارک 1394/4/11 - ماه مبارک رمضان (شب پانزدهم) - حاج منصور ارضی
11 تیر 1394
کار ما نیست غزل بافتن از نام حسن / کام ما هست عسل یافتن از نام حسن
حسنی نیست لبی کز لب لعلش نَمَکد / صدو ده بار نمکگیر شده کام حسن
حسن بن علی از بس بغل مادر بود / مادری شد همهی عمر سرانجام حسن
چند روزی است که زهرا به تبسم گوید / مثل پیغمبر اکرم شده… بیشتر »
مسجد ارک 1394/4/10 - ماه مبارک رمضان (شب چهاردهم) - حاج منصور ارضی
10 تیر 1394
مینوسیم خدا به حقّ حسین / یا سریع الرّضا به حقّ حسین
ربّنا آتنا به حقّ حسین / گویم العفو را به حقّ حسین
تا ببخشی مرا به حقّ حسین
جانم آن دم که به دهن برسد / ملک الموت نزد من برسد
کاش آنجا امام حسن برسد / با رفیقانِ سینه زن برسد
تا بگیرم نوا به حقّ… بیشتر »
مسجد ارک 1394/4/9 - ماه مبارک رمضان (شب سیزدهم) - حاج منصور ارضی
09 تیر 1394
لطف بیحدّ کریمان قابل توضیح نیست / رغبت آنان به مهمان قابل توضیح نیست
با لباس مندرس در میهمانیِ خدا / همنشینی پیش سلطان قابل توضیح نیست
وقتی از هر قطرهی دریا ندایت میچکد / گریهی عبد پشیمان قابل توضیح نیست
با هزاران توبه و لطف خدای مهربان / کجروی در… بیشتر »
مسجد ارک 1394/4/8 - ماه مبارک رمضان (شب دوازدهم) - حاج منصور ارضی
08 تیر 1394
معصیت بود که سوزاند عبادات مرا / برنگرداند به من حس مناجات مرا
ناگزیر است گدا دم ز عطایت بزند / نیمه شب عبد گنهکار صدایت بزند
خسته و بیکسم و غربت یک شهر بس است / بیپناه آمدهام طرد نکن قهر بس است
با امیدآمدهام شاه فقیرم چه کنم / ترسم این است گنهکار… بیشتر »
مسجد ارک 1394/4/7 - ماه مبارک رمضان (شب یازدهم) - حاج منصور ارضی
07 تیر 1394
اگر چه باز زدم زیر هر قرارم من / نبند در به رویم با تو کار دارم من
گناهکارم اگر چه امیدوارم من / ترحّمی بکن امشب که زار زارم من
سلامتی تنم را به معصیت دادم / مریضِ خواهشِ نفسم، برس به فریادم
دعای خِیر نکردم دعا مصیبت شد / شفا ز غیر گرفتم شفا مصیبت شد… بیشتر »
مسجد ارک 1394/4/6 - ماه مبارک رمضان (شب دهم) - حاج منصور ارضی
06 تیر 1394
سالها فکر من این است که تو الزاماً / از دعای چه کسی این همه خوبی با من؟
لحظه به لحظه، دقیقه به دقیقه، هر آن / لطف بیحدّ تو شد شامل من، امّا من...
...جرم کردم، عوضش فضل تو را میطلبم / نرخ تعیین کنم اینجا وسط دعوا من
کاش آنگونه که رود از وسط دشت گذشت… بیشتر »
مسجد ارک 1394/4/5 - ماه مبارک رمضان (شب نهم) - حاج منصور ارضی
05 تیر 1394
حتی اگر نبخشد این چشم تر میارزد / این دور همنشینی وقت سحر میارزد
جای گدا نشستن در خانه ی کرم نیست / هر وقت مینشینم در پشت در میارزد
گریهام گرفت و دیدم دست مرا گرفتند / پیش کریم خیلی خون جگر میارزد
من که توقع قرب از هیچکس ندارم / اصلا همین که… بیشتر »
مسجد ارک 1394/4/4 - ماه مبارک رمضان (شب هشتم) - حاج منصور ارضی
04 تیر 1394
بازی دنیا ز عمرم زود فرصت را گرفت / قبلهام گم شد کم آوردم لیاقت را گرفت
گریه و حال نماز صبحهای من چه شد / خواب شیرین سحر فیض عبادت را گرفت
از صغیره شد شروع و به کبیره ختم شد / جرأت عاصی شدن از من خجالت را گرفت
«یا رفیق لا رفیق له» حلالم کن، اگر / بین… بیشتر »
مسجد ارک 1394/4/3 - ماه مبارک رمضان (شب هفتم) - حاج منصور ارضی
03 تیر 1394
نازم به این خدا که گنهکار میخرد / هر روزهدار را، دم افطارمیخرد
با آبروی رفته به مهمانی آمدهام / هر بار آبروی مرا یار میخرد
یک لحظه هم کنار نَزَد پردهی مرا / با احترام، حضرت ستّار میخرد
من رویِ آمدن به ضیافت نداشتم / امّا دلم خوش است که غفّار… بیشتر »
مسجد ارک 1394/4/2 - ماه مبارک رمضان (شب ششم) - حاج منصور ارضی
02 تیر 1394
تو اگر که نظرت با من مسکین باشد / حیف باشد که دلم پیش تو غمگین باشد
همهی شهر به بیچارگیام خندیدند / پس چه خوب است سَرم پیش تو پایین باشد
میزنی گاه تلنگر بخورم زود، ولی / وای اگر که زدنت از سر نفرین باشد
وای اگر زود ببخشی و بگویی برو / وای اگر جلوهی… بیشتر »