زیارت عاشورا - 1398/6/5- حاج منصور ارضی
از فراق تو نمردیم، مسیحا نشدیم
چشم ما تار نشد از غم و بینا نشدیم
جای تو دست به دامان طبیبان بودیم
حقمان بود اگر باز مداوا نشدیم
بی تو یک عمر پی هر کس و ناکس رفتیم
گم شدیم آخر از این غفلت و پیدا نشدیم
نام مجنون به روی ماست ولی کو مجنون؟
وقتی از هجر تو آواره صحرا نشدیم
درد این است که ما محض رضای دل تو
بی خیال خوشی فانی دنیا نشدیم
خاک عالم به سر ما که در این عمر دراز
لحظهای مشتری یوسف زهرا نشدیم
گریه کردیم ولی گریهی بی فکر چه سود
قطره بودیم ولی وصل به دریا نشدیم
پیش ما آمدی اما همه غفلت کردیم
لحظهای پای قدم رنجهی تو پا نشدیم
قصدمان بود همه سنگ صبورت باشیم
قصدمان بود که از بخت بد اما نشدیم
همه رفتند حرم ما که نرفتیم هنوز
زائر مرقد شش گوشه ی آقا نشدیم
کاش می شد که تو ما را به زیارت ببری
یک شب جمعه به پابوسی حضرت ببری
جهت سلامتی و تعجیل در فرج آقا امام زمان، شادی روح امام و شهدا و سلامتی رهبر عزیز صلوات
زیارت عاشورا - 1398/5/29- عید غدیر - حاج منصور ارضی
ساکن میخانهام تا حلقه بر در میزنم
هوشم و مستانه دم از عشق حیدر میزنم
مست اگر هستم مرا جام ولایت دادهاند
بادهی حب علی از جام کوثر میزنم
روسیاه از جُرم اما روسفید از حبّ او
با علی صیقل بر این روح مکدر میزنم
دم ز مولایم نه تنها با زبان با فعل خیر
با همه ایمان از آن جان مطهر میزنم
از همان روزی که گشتم از اضافات گِلش
تا کنون دارم می الله اکبر میزنم
در دو عالم حیدر کرار مولای من است
دم ز اوصاف تولایش مکرر میزنم
دیدم از روز ازل، دل را به صحرای غدیر
دست بیعت اینچنین بر دست دلبر میزنم
با نگاه لطف مولا انتخابم کرد و گفت
من خودم نام تو را در متن دفتر میزنم
شاه دین پوشان چون رخت غلامی بر تنم
گفت بر پیشانی ات خود مهر نوکر میزنم
اختصاصم داد از نور تولایش علی
سجده از آن روز تا حالا بر این در میزنم
خم خم از خم غدیر خم مرا نوشاند و دید
سر به سودای علی بر کوی داور میزنم
وجه سبحان یک نظر فرمود و ما را جذب کرد
سر به خاک پای آن الله منظر میزنم
صبح تا شب پنج نوبت با سرود الاذان
بر مناره دم از آن یک دانه سرور میزنم
در شعاع آفتاب روی او چون ذرهای
بوسه بر پایش سر دست پیمبر میزنم
گفت پیغمبر جماعت را درآن صحرای عشق
دم ز مدح مرتضی بالای منبر میزنم
گفت از فضلش همین بس که منم مداح او
دم ز وصف آیه ی بلغ سراسر میزنم
بی تولای علی کامل نگردد دین حق
با تولای علی آن حرف آخر میزنم
هر که من مولای اویم این علی مولای اوست
مُهر بر اکمال دین با حُکم حیدر میزنم
از خدا دستور دارم بیعتش گیرم ز خلق
هر که سرپیچید بر آن کس مُهر کافر میزنم
خون او خون من است و جان او جان من است
این صلا را نیز با فرمان داور میزنم
از حسن تا مهدی او جانشینان مناند
یک به یک از بهرشان حکم برابر میزنم
تیغ حیدر پشتوان نصرت دین خداست
بوسه بر دستان این آزاده رهبر میزنم
دشمنان را سخت کشت و یلان را زد زمین
حرف دیگر را از آن دیوار و آن در میزنم
انتقام کشته های بدر و خیبر پشت در
ضجه بر یک غنچهی نشکفته پرپر میزنم
مادری از پشت در فریاد میزد «علی»
دم به دم فریاد از فریاد مادر میزنم
تا شهید انتقام سیلی زهرا شوم
بر سرم سربند یا زهرای اطهر میزنم
جهت سلامتی و تعجیل در فرج آقا امام زمان، شادی روح امام و شهدا و سلامتی رهبر عزیز صلوات
زیارت عاشورا - 1398/5/22- حاج منصور ارضی
هر چه میکوشم نمیگردم شبیه حضرتت
من کجا و بودن یک دم شبیه حضرتت
هر چه میگردم نمیجویم کسی را مثل تو
نیست در سرتاسر عالم شبیه حضرتت
ای فدای آن صفات قهری و رحمانیت
آرزو دارم دمی باشم شبیه حضرتت
گر یکی از آن هزار و یک صفت را داشتم
یک هزارم میشدم من هم شبیه حضرتت
ذرهای اخلاق و رفتارم نرفته بر شما
نیست یک مثقال هم دینم شبیه حضرتت
با وجود این همه دوری ز غمهای دلت
دلخوشم صد درددل دارم شبیه حضرتت
در نجف در کربلا در کاظمین در سامرا
گه زیارت نامه میخوانم شبیه حضرتت
چون به مشهد میرسم گاهی من از باب الجواد
گه ز گوهرشاد میآیم شبیه حضرتت
از مدینه تا مدینه یک گریز روضه ات
یاد جدّ اطهرت گِریَم شبیه حضرتت
چون سخن از پشت دیوار بقیع آید میان
من سراغ مادرت گیرم شبیه حضرتت
موسم حج میرود ای دل به صحرای منا
یاد مسلخ یاد گودالم شبیه حضرتت
یاد اکبر، یاد اصغر، یاد سقا، یاد آب
یاد مشک پاره میافتم شبیه حضرتت
از صفا تا مروه کرب و بلا چون طی کنم
هاجر دشت بلا بینم شبیه حضرتت
در میان هروله بر حرمله لعنت کنان
روضهی شش ماهه میخوانم شبیه حضرتت
از گلوی پارهی نوزاد دلبند رباب
تا قیامت من به فریادم شبیه حضرتت
روی دست شه چو شهزاده علم شد قامتش
از غدیر خم رسد یادم شبیه حضرتش
جهت سلامتی و تعجیل در فرج آقا امام زمان، شادی روح امام و شهدا و سلامتی رهبر عزیز صلوات
کاروان میرود و سمّ فرس
هم نوا گشته به آوای جرس
دعای عرفه - 1398/5/20- حاج منصور ارضی
«مادرت کرد دعا و پدرت روزی کرد
روضه خوان لب عطشان تو باشم ارباب»
چشمم امروز اگر خیس شد و بارانی
علت این است که مهمانم و در مهمانی
کرده حق رحمت خود را به گدا ارزانی
عرفه روز حسین است و خدا هم بانی
همه در سایهی الطاف حسین آمدهایم
اصلا انگار به بین الحرمین آمدهایم
سهمم از زندگی بی تو بداقبالی شد
کار من بعد گنه مستی و خوشحالی شد
بعد ماه رمضان کاسهی من خالی شد
ولی امروز که خواندی تو مرا عالی شد
بعد یک عمر که هی این در و آن در گشتم
دیدی آخر سرانجام به تو برگشتم
به رویم هیچ نیاور که زمین افتادم
من برای هوسم رشوه به شیطان دادم
باغ خشکیده شدم فاطمه کرد آبادم
من از آن روز که عبد علیام، آزادم
جان آقام علی عفو کن الان همه را
کم نکن از سرِ ما مادری فاطمه را
هر چه شد مهر علی را که ندادم ز کفم
موقع نوکریام گم نشد اصلا هدفم
خاکم اما به روی دامن شاه نجفم
با هر آن کس که علی دوست نباشد طرفم
با علی وعده گرفتم دم ایوان طلا
اربعین از نجف او بروم کرب و بلا
گریهی هر شبه و نالهی توأم داریم
همهی سال به دل شور محرم داریم
ما فقط یک شب سوم به خدا کم داریم
با رقیه شرف هر دو جهان هم داریم
او که امروز خودش قبلهی حاجات شده
روی دوش عمویش گرم مناجات شده
روزی از عرش خداوند نگین می افتد
زینت دوش عمو روی زمین می افتد
با لگدها به یسار و به یمین می افتد
طفل با ضربه ی سیلی به یقین می افتد
گر چه امروز به دستش زر و زیور دارد
بعد یک ماه دگر غصه ی معجر دارد
زیارت عاشورا - 1398/5/15- حاج منصور ارضی
چگونه بی تو شبم را پر از ستاره کنم
چگونه این همه درد تو را نظاره کنم
مدام نامه نوشتم که زود برگردی
چقدر هی بنویسم دوباره پاره کنم
دل زمین و زمان هم به درد میآید
اگر به تک تک این غصه ها اشاره کنم
برای گفتن حرف دلم در این ابیات
چقدر تکیه به تلمیح و استعاره کنم
هدف ز گفتن «خَيْرٌ لَكُمْ» وجود شماست
چقدر برای ظهور تو استخاره کنم
هزار مرتبه گفتم بیا به حق حسین
نیامدی مگر اینکه دعا دوباره کنم
طلوع سرخ محرم اگر چه نزدیک است
برای روی سیاهم بگو چه چاره کنم
جهت سلامتی و تعجیل در فرج آقا امام زمان، شادی روح امام و شهدا و سلامتی رهبر عزیز صلوات
زیارت عاشورا - 1398/5/8- حاج منصور ارضی
باید از بندگیِ تو به خدایی برسیم
بعد از این حصر کشیدن به رهایی برسیم
بی طبیبانگی تو به خدا، ممکن نیست
بعد یک عمر دویدن به دوایی برسیم
بی خودی بود اگر سعی و تلاشی کردیم
بی نگاه تو محال است به جایی برسیم
مگر از جانب تو فیض عظیمی برسد
ما هم از دولت وصلت به نوایی برسیم
چشم ما را به قدومت متبرک کن تا
از غبار کف پایت به بهایی برسیم
انبیا پشت در خانهی تو منتظرند
ما که هستیم دگر بهر گدایی برسیم
شاعری خوب بلد نیستم اما آخر
ادب این نیست که ما هم به عبایی برسیم
جهت سلامتی و تعجیل در فرج آقا امام زمان، شادی روح امام و شهدا و سلامتی رهبر عزیز صلوات
زیارت عاشورا - 1398/5/1- حاج منصور ارضی
حال خوش در گرو فیض سحر داشتن است
قرب حق لازمهاش دیدهی تر داشتن است
آه کنعان پر از غم شده، حقِ یعقوب
گاه حداقل از یار خبر داشتن است
امر معشوق رقم خورده جدایی یعنی
سهم عشاق فقط چشم به در داشتن است
بند اگر بند نگار است پَرَت را بشکن
گاه گمراه شدن حاصل پر داشتن است
اولین مرحلهی بندهی مهدی بودن
همه جا خاطر او مدّ نظر داشتن است
اینکه لبخند رضایت بنشانی به لبش
دورهی غربت او اوج هنر داشتن است
یار او نیستم و امر فرج میطلبم
شرط در امر ظهورش به نفر داشتن است
پدر ماست علی شیر خدا شاه نجف
خیر اولاد در اینگونه پدر داشتن است
علت اصلی نان شب پر برکت ما
صبح از روضهی ارباب گذر داشتن است
کربلا راه نجات است و نجات از آتش
در قدم سوی گل فاطمه برداشتن است
بدترین درد و مصیبات برای مادر
بین گودال پر نیزه پسر داشتن است
جهت سلامتی و تعجیل در فرج آقا امام زمان، شادی روح امام و شهدا و سلامتی رهبر عزیز صلوات