زیارت عاشورا - 1398/6/10- روز اول محرم - حاج منصور ارضی
ای وارث حقیقی مشک و عَلم سلام
مولای هر چه آینه هر چه ألم سلام
امسال هم نیامدی و در فراقتان
آمد دوباره ماه عزا، ماه غم سلام
عرض ادب به محضر نورانی شما
عرض درود و تسلیت و باز هم سلام
از راه دور از حرم زخمدارِ دل
دستی به روی سینه تو را میدهم سلام
ای سایهی مبارک تو بر سرم زیاد
هر چند بیبضاعت و هر چند کم سلام
ماه محرم است پُرم از غزل، عطش
ای بیتهای گمشدهی محتشم سلام
یا صاحب الزمان تکایای محترم
از تو به هر چه هیئتی محترم سلام
از ما نثار مقدم تو هر قدم درود
از تو نثار سینهزنان هر قدم سلام
کی میشود کنار تو، صحن عمویتان
هر شب حرم دوباره حرم در حرم سلام
با اینکه درون دل خود ترسیدهام
ممنون توام محرمت را دیدهام
جهت سلامتی و تعجیل در فرج آقا امام زمان، شادی روح امام و شهدا و سلامتی رهبر عزیز صلوات
زیارت عاشورا - 1398/6/5- حاج منصور ارضی
از فراق تو نمردیم، مسیحا نشدیم
چشم ما تار نشد از غم و بینا نشدیم
جای تو دست به دامان طبیبان بودیم
حقمان بود اگر باز مداوا نشدیم
بی تو یک عمر پی هر کس و ناکس رفتیم
گم شدیم آخر از این غفلت و پیدا نشدیم
نام مجنون به روی ماست ولی کو مجنون؟
وقتی از هجر تو آواره صحرا نشدیم
درد این است که ما محض رضای دل تو
بی خیال خوشی فانی دنیا نشدیم
خاک عالم به سر ما که در این عمر دراز
لحظهای مشتری یوسف زهرا نشدیم
گریه کردیم ولی گریهی بی فکر چه سود
قطره بودیم ولی وصل به دریا نشدیم
پیش ما آمدی اما همه غفلت کردیم
لحظهای پای قدم رنجهی تو پا نشدیم
قصدمان بود همه سنگ صبورت باشیم
قصدمان بود که از بخت بد اما نشدیم
همه رفتند حرم ما که نرفتیم هنوز
زائر مرقد شش گوشه ی آقا نشدیم
کاش می شد که تو ما را به زیارت ببری
یک شب جمعه به پابوسی حضرت ببری
جهت سلامتی و تعجیل در فرج آقا امام زمان، شادی روح امام و شهدا و سلامتی رهبر عزیز صلوات
زیارت عاشورا - 1398/5/22- حاج منصور ارضی
هر چه میکوشم نمیگردم شبیه حضرتت
من کجا و بودن یک دم شبیه حضرتت
هر چه میگردم نمیجویم کسی را مثل تو
نیست در سرتاسر عالم شبیه حضرتت
ای فدای آن صفات قهری و رحمانیت
آرزو دارم دمی باشم شبیه حضرتت
گر یکی از آن هزار و یک صفت را داشتم
یک هزارم میشدم من هم شبیه حضرتت
ذرهای اخلاق و رفتارم نرفته بر شما
نیست یک مثقال هم دینم شبیه حضرتت
با وجود این همه دوری ز غمهای دلت
دلخوشم صد درددل دارم شبیه حضرتت
در نجف در کربلا در کاظمین در سامرا
گه زیارت نامه میخوانم شبیه حضرتت
چون به مشهد میرسم گاهی من از باب الجواد
گه ز گوهرشاد میآیم شبیه حضرتت
از مدینه تا مدینه یک گریز روضه ات
یاد جدّ اطهرت گِریَم شبیه حضرتت
چون سخن از پشت دیوار بقیع آید میان
من سراغ مادرت گیرم شبیه حضرتت
موسم حج میرود ای دل به صحرای منا
یاد مسلخ یاد گودالم شبیه حضرتت
یاد اکبر، یاد اصغر، یاد سقا، یاد آب
یاد مشک پاره میافتم شبیه حضرتت
از صفا تا مروه کرب و بلا چون طی کنم
هاجر دشت بلا بینم شبیه حضرتت
در میان هروله بر حرمله لعنت کنان
روضهی شش ماهه میخوانم شبیه حضرتت
از گلوی پارهی نوزاد دلبند رباب
تا قیامت من به فریادم شبیه حضرتت
روی دست شه چو شهزاده علم شد قامتش
از غدیر خم رسد یادم شبیه حضرتش
جهت سلامتی و تعجیل در فرج آقا امام زمان، شادی روح امام و شهدا و سلامتی رهبر عزیز صلوات
کاروان میرود و سمّ فرس
هم نوا گشته به آوای جرس
زیارت عاشورا - 1398/5/15- حاج منصور ارضی
چگونه بی تو شبم را پر از ستاره کنم
چگونه این همه درد تو را نظاره کنم
مدام نامه نوشتم که زود برگردی
چقدر هی بنویسم دوباره پاره کنم
دل زمین و زمان هم به درد میآید
اگر به تک تک این غصه ها اشاره کنم
برای گفتن حرف دلم در این ابیات
چقدر تکیه به تلمیح و استعاره کنم
هدف ز گفتن «خَيْرٌ لَكُمْ» وجود شماست
چقدر برای ظهور تو استخاره کنم
هزار مرتبه گفتم بیا به حق حسین
نیامدی مگر اینکه دعا دوباره کنم
طلوع سرخ محرم اگر چه نزدیک است
برای روی سیاهم بگو چه چاره کنم
جهت سلامتی و تعجیل در فرج آقا امام زمان، شادی روح امام و شهدا و سلامتی رهبر عزیز صلوات
زیارت عاشورا - 1398/5/8- حاج منصور ارضی
باید از بندگیِ تو به خدایی برسیم
بعد از این حصر کشیدن به رهایی برسیم
بی طبیبانگی تو به خدا، ممکن نیست
بعد یک عمر دویدن به دوایی برسیم
بی خودی بود اگر سعی و تلاشی کردیم
بی نگاه تو محال است به جایی برسیم
مگر از جانب تو فیض عظیمی برسد
ما هم از دولت وصلت به نوایی برسیم
چشم ما را به قدومت متبرک کن تا
از غبار کف پایت به بهایی برسیم
انبیا پشت در خانهی تو منتظرند
ما که هستیم دگر بهر گدایی برسیم
شاعری خوب بلد نیستم اما آخر
ادب این نیست که ما هم به عبایی برسیم
جهت سلامتی و تعجیل در فرج آقا امام زمان، شادی روح امام و شهدا و سلامتی رهبر عزیز صلوات
زیارت عاشورا - 1398/5/1- حاج منصور ارضی
حال خوش در گرو فیض سحر داشتن است
قرب حق لازمهاش دیدهی تر داشتن است
آه کنعان پر از غم شده، حقِ یعقوب
گاه حداقل از یار خبر داشتن است
امر معشوق رقم خورده جدایی یعنی
سهم عشاق فقط چشم به در داشتن است
بند اگر بند نگار است پَرَت را بشکن
گاه گمراه شدن حاصل پر داشتن است
اولین مرحلهی بندهی مهدی بودن
همه جا خاطر او مدّ نظر داشتن است
اینکه لبخند رضایت بنشانی به لبش
دورهی غربت او اوج هنر داشتن است
یار او نیستم و امر فرج میطلبم
شرط در امر ظهورش به نفر داشتن است
پدر ماست علی شیر خدا شاه نجف
خیر اولاد در اینگونه پدر داشتن است
علت اصلی نان شب پر برکت ما
صبح از روضهی ارباب گذر داشتن است
کربلا راه نجات است و نجات از آتش
در قدم سوی گل فاطمه برداشتن است
بدترین درد و مصیبات برای مادر
بین گودال پر نیزه پسر داشتن است
جهت سلامتی و تعجیل در فرج آقا امام زمان، شادی روح امام و شهدا و سلامتی رهبر عزیز صلوات
زیارت عاشورا - 1398/4/25- حاج منصور ارضی
خوشا ساعتی روبرویت نشستن
به لطف تو در گفتگویت نشستن
سخن با تو گفتن هم از تو شنیدن
ز لفظ کلامت دو صد خوشه چیدن
زلعل لبت جام کوثر بریزد
به چشمان ما دُرّ و گوهر بریزد
به قرآن ز عترت ز احمد بگویی
ز هم نامی ات با محمد بگویی
بگویی سخن از مقامات طاها
ز اوصاف زهرا کرامات مولا
بفرمائی از درس عبرت ز دوران
کمی از حسن جان، کمی از حسین جان
فدای کلامت فدای بیانت
فدای تو و رازهای نهانت
امان ای امام زمان از فراقت
امان از دل پر غم و درد و داغت
چه شد راستی آب گِلها عوض شد؟
پس از شصت و یکسال دلها عوض شد
چرا هر چه فرمود جدّ غریبت
نکردند یاری آن بی حبیبت
به او مردمان پاسخی سرد دادند
به زینب هزاران غم و درد دادند
همانان که نامه نوشتند او را
چه شد که به شمشیر کشتند او را
چو میگفت من زادهی مصطفایم
گل فاطمه خوشهی مرتضایم
تمسخر نمودند و شد سنگباران
خیام حرم طعمهی نیزه داران
شنیدم دلیل جنایات آنها
ز مال حرام است و شبهه، دریغا
چو جدّ تو فرمود ای مردم پست
شکمهایتان پر ز مال حرام است
نیارد خدا روز بد بر سر کس
امان از هجوم شغالان کرکس
نه سر ماند از بهر آقا نه پیکر
نه انگشت و انگشتری زیر خنجر
تنش را کشیدند این سو و آن سو
به زیر سمّ اسب پهلو به پهلو
جهت سلامتی و تعجیل در فرج آقا امام زمان، شادی روح امام و شهدا و سلامتی رهبر عزیز صلوات