صنف لباس فروش ها -1395/8/25- زیارت عاشورا - حاج منصور ارضی
سلام زائر این کوچهها را بیا بپذیر
به صد امید به تو رو زدم مرا بپذیر
خدا حوالهی من را به جمکران داده
مسافر آمده آقا تو را به خدا بپذیر
نیازمند تو هستم، ردم نکن آقا
نگاه کن به در خانهات گدا بپذیر
به نالهی «أرنی الطلعة الرشیدة» من
که التماس مرا موقع دعا بپذیر
مولا ببخش هر غلطی کردهام نفهمیدم
ببین که نوکرت افتاده بینوا بپذیر
نشستهام به امیدی که پاخور تو شوم
دم عبور سرم را به زیر پا بپذیر
اگر چه دور شدم ز حرم، گدایت را
برای خدمت زوار کربلا بپذیر
تو را به سفرهی باز فقیرهای عراق
فقیر اگر که رسیده به این سرا بپذیر
صنف لباس فروش ها -1395/8/18- زیارت عاشورا - حاج منصور ارضی
انگار نه انگار که آقا تک و تنهاست
انگار نه انگار که او منتظر ماست
در خیمه نشسته که بیاییم به سویش
اما دلِ آوارهی ما در پی دنیاست
چشم من و تو لایق دیدار رخش نیست
کوریم و گرنه پسر فاطمه پیداست
از توصیههایش چقدر ساده گذشتیم
کار و عمل ما چقدر دور ز آقاست
هر قدر بَدیم باز بیا زیر عبایش
ای قطره بیا، منتظرت رحمت دریاست
آماده بشو زائر شش گوش حسین باش
راهی حرم همسفر زینب کبراست
خواب دیدم سحری پای ضریحت هستم / چه کنم حسرت آن بر دل من میماند
چه جوانها که به پای غم تو پیر شدند / بشود دوستی آن دم که کهن میماند
بوی سیب از همهی کرب و بلا میآید / اشک مادر اثرش روی بدن میماند
هر چه مرد است اگر پای تو بیسر بشود / پرچم عشق تو بر شانهی زن میماند
صد هزاران چو اویس، خاکِ ره زینب نیست / عاشق از یار جدا شهر قرن میماند
گر بنا شد که وصیت بنمایند عشاق / چه بدنهاست که بیغسل و کفن میماند
یاد پیراهن تو بال و پرم درد گرفت / بوریا گفتم و دیدم جگرم درد گرفت
صنف لباس فروش ها -1395/8/17- زیارت عاشورا - شهادت امام حسن مجتبی علیه السّلام - حاج منصور ارضی
چقدر در به دری، بی وفا شدن تا کی؟
ز آستان کریمان جدا شدن تا کی؟
علاج بی کسیاش همت است، همت کن
عمل نکرده به فکر دعا شدن تا کی؟
بلند شو به سوی خیمهاش برو، دیر است
بس است فاصله بیدست و پا شدن تا کی؟
به جای سفرهی لطفش به خلق رو کردی
گدای سفرهی مشتی گدا شدن تا کی؟
با آشنای حقیقی، غریبهای افسوس
به هر غریبه ولی آشنا شدن تا کی؟
ببین به خلوت چقدر به فکر او هستی
مقابل همه اهل ریا شدن تا کی؟
دعای عهد بخوان و به پای عهد بمان
اسیر حاشیه و ادعا شدن تا کی؟
در اربعین به سوی کربلا مسافر باش
که داغ بر دل کرب و بلا شدن تا کی؟
جهت سلامتی امام زمان و مقام معظم رهبری و تعجیل در فرج امام زمان صلوات
صنف لباس فروش ها -1395/8/11- زیارت عاشورا - حاج منصور ارضی
عمرم اگر مفید نباشد چه فایده؟
نامم اگر شهید نباشد چه فایده؟
در پیش روی آینهی دیدگان ما
آن طلعت رشید نباشد چه فایده؟
از این همه صدور جواز وصال یار
ما را اگر نوید نباشد چه فایده؟
با یوسفان فاطمه چون روبرو شویم
ما را دلِ خرید نباشد چه فایده؟
روزی که «یعرفون بسیماهم» هست و بس
رویم اگر سپید نباشد چه فایده؟
تا کِی به سنت دل خود توبه میکنم
توبه اگر جدید نباشد چه فایده؟
در اقتدا به سیرهی خُلق محمدی
خویم اگر حمید نباشد چه فایده؟
من ناامید از کرم یار نیستم
در دل اگر امید نباشد چه فایده؟
دشمن اگر که با همهی مکر و حیلهاش
از شیعه ناامید نباشد چه فایده؟
در عرصهی مجاهدت و رزم بیامان
ایمان ما حدید نباشد چه فایده؟
شیعه اگر رحیم نگردد به دوستان
با کافران شدید نباشد چه فایده؟
امضای کربلای مرا میدهد حسین
نام مرا هم از شهدا میدهد حسین
صنف لباس فروش ها -1395/8/4- زیارت عاشورا - حاج منصور ارضی
تب وصال تو را شب به شب به سر دارد
کسی که از غم تو گریهی سحر دارد
هواییِ تو، هوایی هیچ بامی نیست
تعلقات برای گدا، ضرر دارد
چگونه زندگیاش راحت است و آسوده
یتیم اگر به دلش حسرت پدر دارد
بیا برای غریبیش گریه کن هر روز
که او همیشه به خونِ جگر، نظر دارد
بگیر پشتِ درش دست خالی خود را
فقیر، وقتِ کَرم فیض بیشتر دارد
بگرد روضه به روضه برای دیدن او
بگرد، یار به این روضهها گذر دارد
خدا کند که برات مرا کند امضا
کنار او دل من میل یک سفر دارد
به یُمن تربت اعلای کربلای حسین
نماز و سجدهی من لذتی دگر دارد
صنف لباس فروش ها -1395/7/27- زیارت عاشورا - حاج منصور ارضی
اشک غریب عاقبتش شرم آشناست
بدبخت آن کسیست که از صاحبش جداست
یک عمر از دعای فرج رزق خوردهایم
باید وبال گفت به دستی که بی دعاست
پایی که نیست در پی تو لنگ میزند
دنبال تو دویدنِ ما، آبروی ماست
از دیگران دوا برسد، درد مطلق است
دردی اگر ز تو برسد، مرهم و دواست
هر جور هست پیش تو یک روز میرسیم
آقا بگو که خیمهی زهرائیات کجاست؟
حق میدهیم، دل به دل ما نمیدهی
ما سالهاست عادتمان لاف و ادّعاست
سجده به غیر تربت اعلیٰ نمیکنیم
مُهر قبول سجدهی ما، مُهر کربلاست
هر چه زدند باز ز جایش تکان نخورد
زینب کنار نیزهی آقای سر جداست
صنف لباس فروش ها -1395/7/19- زیارت عاشورا - روز هشتم محرم - حاج منصور ارضی
زمان، زمان عجیبیست، امتحان سخت است
طی زمانه بی صاحب الزمان سخت است
ببخش عزیزِ خدا جان ندادم از هجرت
چقدر منتظرت، جان عزیز، جان سخت است
«ولاتریٰ و أری الخلق» این چه تقدیریست
تو را ندیدن و دیدن این و آن سخت است
گریستم که مشرف شوم به پابوست
بدون گریه رسیدن به آسمان سخت است
رسیده است شب اکبر و زمان نماز
برای من چقدر لحظهی اذان سخت است
و روضه را پدر یک شهید میفهمد
چقدر غصهی دل کَندن از جوان سخت است
تو را قسم به غم «بعدک العفا»ی حسین
بیا و خودت روضه را بخوان، سخت است
مرا زیارت پائین پا ببر امروز
چرا که پیش پدر خواندن از جوان سخت است