مسجد ارک - 1396/3/24 - ماه مبارک رمضان (شب نوزدهم) - حاج منصور ارضی
خودت برای خودت دعا کن و برگرد
آخر دعای من به خودم هم نمیکند اثری
عبد گمراهم و از راه خطا میترسم
رو نگردان از من اصلا به خدا میترسم
نکند رو بزنم باز محلم ندهی
نکند من بشوم حبسِ دعا، میترسم
علنی پیش نگاه تو گنهها کردم
رفته از این دل آلوده حیا میترسم
زهر تحسین خلایق به نمازم افتاد
از عبادات گرفتار ریا میترسم
شب قدر است به من قول بده رحم کنی
بیشتر از همه از روز جزا میترسم
به زمین مانده کلام شهدا ای مردم
به زمین مانده کلام شهدا میترسم
وای اگر از علی و فاطمه دورم سازند
دور باشم من از این خوان عطا میترسم
آه آه از سفر دور و دراز در پیش
از دم مرگ جدا، مرگ جدا میترسم
ای رضا جان به بزرگی تو دلخوش کردم
در شب اول قبرم تو بیا میترسم
نروم پیش حسین بن علی میمیرم
زنده باشم نروم کرب وبلا میترسم
گفت زینب که پدر از سر شب بیداری
نرو امشب سوی مسجد به خدا میترسم
سنگ کوفی به سرم میخورد اما بابا
کی من از توطئهی سنگ جفا میترسم
مسجد ارک - 1396/3/23 - ماه مبارک رمضان (شب هجدهم) - حاج منصور ارضی
عبدی که بود پست و هوسرانتر از همه
برگشته سر به زیر پشیمانتر از همه
از خود فرار کرده غلام فراریات
سوی تو بازگشته گریزانتر ازهمه
یا که مرا مقابل این خوبها بزن
یا که مرا ببخش نمایانتر از همه
از روی جهل حال خوشی را که داشتم
بر معصیت فروختم ارزانتر از همه
وقتی سلاح اشک مرا، غفلتم گرفت
ماندم میان معرکه حیرانتر از همه
غیر از تو ای کریم کسی میخرد مگر
آن را که بی بها شد و ویرانتر از همه
من ناامید نیستم از لطف و رحمتت
هستم اگر چه بی سر وسامانتر از همه
خواهی گرفت روز حساب و کتاب خلق
برنوکران فاطمه آسانتر از همه
دلبستهام به لطف کریمان در این میان
بر رحمت حسین فراوانتر از همه
بالای تل زینبیه آه میکشید
اخت الحسین پاره گریبانتر از همه
مسجد ارک - 1396/3/22 - ماه مبارک رمضان (شب هفدهم) - حاج منصور ارضی
برای درد دل با تو آه میخواهم
تو را به بیکسی خود گواه میخواهم
خطا نمودم و غیر تو صدا زدم
گذر نمودن از این اشتباه میخواهم
به روی گونهی خود گاه اشک آوردم
ز یار بخشش کوه گناه میخواهم
هر آن کسی که فقیر تو میشود آقاست
در آستانهی تو عزّ و جاه میخواهم
دعا و گریه سلاح تمام نوکرهاست
اگر چه خلع سلاحم، سلاح میخواهم
گناه راه مرا بسته است یا فتّاح
برای وصل به کوی تو راه میخواهم
ز مادری که در آن کوچه راه او سدّ شد
به چشمهای کبودش نگاه میخواهم
حسین مظهر اسم مجیر میباشد
پناه عالمیان، سرپناه میخواهم
بهشت را ز خدا من نخواستم هرگز
دوباره روضهی در قتلگاه میخواهم
مقابل همگان داشت دست و پا میزد
لب ترک ترکش آب را صدا میزد
مسجد ارک - 1396/3/21 - ماه مبارک رمضان (شب شانزدهم) - حاج منصور ارضی
از بس گناه بر دل خود بار میکنم
خود را میان نفس گرفتار میکنم
پلهای بازگشت خودم را شکستهام
دارم علیه خویش فقط کار میکنم
قلبی که جایگاه تو و اهل بیت توست
در حیرتم چگونه لجنزار میکنم؟
تو عاشقانه حاجت من را نمیدهی
من جاهلانه این همه اصرار میکنم
من بندهی توام چه کنم دوست دارمت
باشد بزن دو مرتبه تکرار میکنم
دنیا نشد ببینمش اما به روز حشر
سجده به پای حیدر کرار میکنم
تشنه شدن بهانهی ذکر مصیبت است
یاد حسین لحظهی افطار میکنم
یاد مدافعان حرمها آه میکشم
گریه به یاد زینب و بازار میکنم
مسجد ارک - 1396/3/20 - ماه مبارک رمضان (شب پانزدهم) - حاج منصور ارضی
به نام عشق به نام خدا به نام حسن
به نام نامی مولا که شد امام حسن
شب ولادت او ماه مهمانی شد
خود خداست دم در به احترام حسن
خوشا به حال کسی که غلام حیدر شد
خوشا به حال خودم که شدم غلام حسن
تمام قافیهها بهر مصرعی آمد
حسن تمام خدا و خدا تمام حسن
هوای شعر من امشب هوای باران است
لب خدا به خدا گرم یا حسن جان است
نشان بده به همه عین لایزالی را
بیا و پر بکن این دستهای خالی را
میان شور مناجات نام تو کافیست
چه احتیاج ابوحمزهی ثمالی را
تویی که هر قدمت شأن کبریا دارد
تویی که سبز نمودی همه حوالی را
کریم آل عبایی، نشد، نداری تو
و مستجاب نمودی هر محالی تو
قسم به کعبه که عین خود مطافی تو
غریب آل علی عین شین و قافی تو
عشق منی حسن جان عشق منی حسن جان
چقدر با کرمت مستجابمان کردی
تویی که ز خجلت خود قطرهی آبمان کردی
همیشه بیشتر از حد انتظاری تو
مویز بودیم و تو شرابمان کردی
همینکه نوکرتان گشتهایم، ممنونیم
همینکه خاک قدومت حسابمان کردی
چقدر یکه و تنها چقدر درویشی
چقدر از غم غربت خرابمان کردی
به لطف گام تو گل شد گلاب آقاجان
و نوکرت شده عالیجناب آقاجان
خدا سپرد فلک را به اختیار شما
که حیدری شده شأن اقتدار شما
هنوز پرچم تو بین اولیا بالاست
حسین فاطمه نازد به اعتبار شما
تمام ایل و تبارم فدای تو آقا
منم گدای گدای گدای تو آقا
مسجد ارک - 1396/3/19 - ماه مبارک رمضان (شب چهاردهم) - حاج منصور ارضی
میرود این نفس اما خبرم میماند
میشوم خاک ولی چشم تَرم میماند
میرود عمر من و خنده و شادیهایش
شدت گریه و سوز سحرم میماند
سفرهی سی شبهاش را جلوی من انداخت
طعم بخشایش او در نظرم میماند
دست خالی مرا پس نزنی یا اللّه
که ز ارباب کرم، جود و کرم میبارد
کم و کسری مرا دید ولی پیشم ماند
او رفیقیست که پای ضررم میماند
یخ خود را نفروشم به کسی میسوزد
کولهی جرم خودم را نبرم میماند
همه رفتند ولی دور و برم خالی نیست
ناز آقای خودم را بخرم میماند
میکشم راه کجم را به حوالی نجف
سگ اولاد علی دور حرم میماند
دم افطار عطش دارم و هر شب با آه
حسرت کرب و بلا بر جگرم میماند
کاش خاک کف پای علی اکبر باشم
تا ابد زیر قدومش اثرم میماند
خادم روضهی زینب پدر پیرم ماند
خادم روضهی زینب پسرم میماند
ناله زد گفت اگر چادر من رفت حسین
سایهی نیزهی تو روی سرم میماند
مسجد ارک - 1396/3/18 - ماه مبارک رمضان (شب سیزدهم) - حاج منصور ارضی
آمده مهمان تو، دست به دامان تو
عبد پشیمان تو، خسته دل و سر به زیر
سیدنا یا مجیر، الهنا یا مجیر
من به زبان بندهام، پیش تو شرمندهام
دل ز همه کَندهام، خدای توبهپذیر
سیدنا یا مجیر، الهنا یا مجیر
سائل پشت دَرم، رهم بده در حرم
إعطنی یا ذالکرم، منم گدایی فقیر
سیدنا یا مجیر، الهنا یا مجیر
رمز شفاعت علیست، نور قیامت علیست
راه سعادت علیست، به حق شاه غدیر
سیدنا یا مجیر، الهنا یا مجیر
ریزهخور حیدرم، فاطمه شد مادرم
سوی نجف میپرم، علی ندارد نظیر
سیدنا یا مجیر، الهنا یا مجیر
آبروی عالمین، کیست به غیر از حسین
مرا ببر زیر دِین، دست مرا هم بگیر
سیدنا یا مجیر، الهنا یا مجیر
خاک من از کربلاست، صاحب من باوفاست
نوکر او در نواست، حسین نعم الامیر
سیدنا یا مجیر، الهنا یا مجیر
یوسف بیپیرهن، شهید و عریان بدن
تشنه لب بیکفن، کفن شده با حصیر
غریب مادر حسین