مسجد ارک - 1399/6/28 - حاج منصور ارضی
عزای ماه محرم عزای فاطمه است
حسین گفتن ما با نوای فاطمه است
به خرج مغرض و دشمن نرفته و نرود
که خرج روضه ی هر سال پای فاطمه است
اگرچه در ته گودال دست و پا میزد
بهای سرخی خونش خدای فاطمه است
حسین مثل حسن مادری ست گریه کنید
حسین عاشق اشک گدای فاطمه است
اگر صدای علی را شنیدی از زینب
فقط صدای رقیه صدای فاطمه است
دلم به کرب و بلا و به اربعین خوش بود
هوا هوای نجف با هوای فاطمه است
خدا قبول کند از همه که آمده اند
همیشه پشت سر ما دعای فاطمه است
همیشه جمع شده روضه با سلیقه ی او
همیشه گوشه ی هر روضه جای فاطمه است
به صورتی که زده بوسه مصطفی در خورد
شروع روضه ی فضه بیای فاطمه است
خلاصه پشت در خانه هیزم آوردند
خلاصه بیت علی کربلای فاطمه است
لگد زدند به طوبا و میوه اش افتاد
همین دلالت بر انحنای فاطمه است
زنی که خورده زمین مرد خانه ی علی است
یلی که خورده زمین مرتضای فاطمه است
یکی نبود بگوید محله های شلوغ
چه جای آمدن بچه های فاطمه است
کجاست فاطمه در شام ازدحام شده
عقیله وارد دروازه ی عوام شده
مسجد ارک - 1399/6/26 - حاج منصور ارضی
خورد در عالم ذر تا نظر ما به حسین
حمدلله که شده گرم، سرِ ما به حسین
فاطمه دست کشیده است به چشم تر ما
گره خورده است اگر چشمِ تر ما به حسین
یک شب آمد پی من گفت شما مال منی
دیگر افتاد از آن شب گذر ما به حسین
دل ما وادی امنش شده فَاخْلَعْ نَعْلَيْكَ
به خدا سوخته مردم، جگر ما به حسین
صد برابر شده این وسع کم ما به حسن
سود خالص شده حتی ضرر ما به حسین
چهارده قبله خدا خلق نموده اما
انس دارد نفس بیشتر ما به حسین
پدری کرده برای همهی نوکرهاش
بدهی داشت از اول پدر ما به حسین
گریه کردیم و جراحات تنش بهتر شد
جلوه کرده است در عالم هنر ما به حسین
در حسینیه همه زائر ارباب شدیم
وصل شد تا که دل یک نفر ما به حسین
کاش در موقع تلقین گدا سر برسد
آن زمانی که رسیده خبر ما به حسین
اربعین باز میآییم حرم ان شاءالله
منتهی میشود آخر سفر ما به حسین
مسجد ارک - 1399/6/25 - حاج منصور ارضی
تا یا حسین ذکر شریف شفاعت است
نامی به غیر نام تو بردن حماقت است
هرگز به سینهام نزدی دست رد حسین
آخر چه کس شبیه تو اهل رفاقت است
آن کس که عابس تو شود عابد است و بس
در سلک ما جنون حسینی عبادت است
معیار بندگی خدا تا خاک کوی توست
شرط قبولی سجدهی ما مهر تربت است
از دست تو رها نشود تا به روز حشر
دستی که در حسینیهها وقف خدمت است
ما دست از گدای تو بودن نمیکشیم
وقتی که موجبات مرض ترک عادت است
من از همان طفولیتم نوکرت شدم
این عاشقت ز کودکیاش جُون خصلت است
زهرا کشیدن علمت را به من سپرد
در اصل این لوای تو بار امانت است
کافیست بین روضه بگویند ای رباب
از ما دو قطره اشک گرفتن چه راحت است
تیری هجوم برد و گلاب از گلی گرفت
حالا تمام دشت پر از عطر جنّت است
نگذاشت دست و پا بزند لااقل علی
این تیر حرمله چقدر بی نزاکت است
شش ماهه گردنش اگر اینگونه کج شده
از شرمساری پدرش در خجالت است
قرص ماهی از دل گهواره بیرون میزند
شیرخواره مثل یک سردار بیرون میزند
زیارت عاشورا - 1399/6/25- حاج منصور ارضی
گرچه ز جدایی مَبرم راه به جایی
یک عمر فقط داشتم عادت به جدایی
از نالهی یابن الحسنم شد جگرت خون
هرگز نشدم عاشق روی تو خدایی
وابستهی دنیا شدم و نرخ گرانش
سرمایهی من هست فقط اشک ریایی
از غیبت طولانی تو سختتر آنکه
یارت بشود مثل من بیسر و پایی
قدر قدمی یا دِرَمی کار نکردم
گفتم چه نیازیست بیایی، نیایی
شد چشم گنهکار من آلودهی هرکس
باید بشود از دل من گندزُدایی
با سیصد و اندی کلک آمادهام آقا
این حرف دروغ است که دارید فدایی
گرچه همه گفتند مرا دوست ندارید
دستت به سرم بود و شدم کرب و بلایی
صبح و شب تو گریه به گودال حسین است
هرچند که دلخون تمام اسرایی
سجاد به دنبال کفن بود و نمییافت
نه پارچهای بود، نه معجر، نه عبایی
تشخیص سرش سختتر از قبله شد آنجا
تا حلق بریده بکند جلوه نمایی
جهت سلامتی و تعجیل در فرج آقا امام زمان، شادی روح امام و شهدا و سلامتی رهبر عزیز صلوات
مسجد ارک - 1399/6/24 - حاج منصور ارضی
سوی محشر توشهای هر چند نفرستادهام
هست امیدم به این اشک به ظاهر سادهام
جای حیرت نیست بعد از روضه حالم بهتر است
مادرم در روضه شیرم داده هیأت زادهام
هر زمان جز او ندیدم هیچکس را، عاشقم
چشم اگر بستم به جان و مال خود دلدادهام
فاطمه چندین برابر خرجیام را داده است
در عزای بچههایش هر چه خرجی دادهام
بس که مستم میکند نام حسین بن علی
ترس دارم غافلان گویند اهل بادهام
پیرهن مشکی من محشر نجاتم میدهد
دستگیری میکند این جامه از سجادهام
راه رفتن تا خدا راه نجف تا کربلاست
چند سالی میشود دیوانهی این جادهام
از خطر هرگز هراسی نیست در راه وصال
من برای دیدنش تا پای جان آمادهام
صورتم هر بار در این راه خاکی میشود
یاد آن «خَدِّ التَّریبِ» روی خاک افتادهام
مسجد ارک - 1399/6/23 - حاج منصور ارضی
با خون نوشتهاند به روی جگر حسین
اکسیر اعظم است همین گریه بر حسین
الله و احمد و علی و فاطمه، حسن
هستند محو یک نفر آن یک نفر حسین
بالا حسین و تاج سر انبیا حسین
بیخود گدای تو نشده معتبر حسین
مِیلم به میوههای بهشتی نمیکشد
در سفره ریخته نمکی مختصر حسین
پشت دَرَم حواله نده جای دیگری
دِرهم نخواستم ز تو دَرهَم بخر حسین
شد توبهام قشنگترین توبه از قدیم
گفتم به جای ذکر کمی بیشتر حسین
رفتی تنور تا که نسوزیم در گناه
افتادهای به جای همه در خطر حسین
ای از قفا بریده سر آهستهتر برو
ما را نگاه کن کمی از پشت سر حسین
مسجد ارک - 1399/6/22 - حاج منصور ارضی
من تا ابد مجنونم و زار و حزینم
گریان برای نالهی هل من معینم
اسلام و احکامش همه بند حسین است
حب الحسین است اصل و فرع کل دینم
معیار نام اوست، فقر من بهانه است
هر جا که نامش است آنجا خوش نشینم
فردا که هر کس را به نامی میشناسند
عبدالحسین است آن زمان نقش جبینم
بخشیده شد کوه گناهم بین روضه
تا که چکید اشکم به روی آستینم
دار و ندارم گفتن ذکر حسین است
یک عمر مست این نوای دلنشینم
سینه زدم هر بار یادش، خیرِ مادر
آمد به سویم از یسار و از یمینم
خیلی گره خورده به کار و بارم امسال
بدجور دلواپس برای اربعینم
شاید که امضا شد براتم با امیدی
در روضهی طفلان زینب مینشینم
فرمود زینب میروم در بین خیمه
تا شرم را در چشم مولایم نبینم
دل کندم از عون و محمد پای یارم
نذر برادر هر دو تا نور مُبینم