صنف لباس فروش ها - 1395/11/19- زیارت عاشورا - فاطمیه اول (روز سوم) - حاج منصور ارضی
شب و روز غصه دارم که تو نیستی کنارم
تو که نیستی کنارم، شب و روز غصه دارم
ز شب بلند هجران گلهای ندارم ای جان
که به عشق روز وصلت شب و روز میشمارم
من اگر چه درنیایم به شمار بندگانت
به صف فدائیانت به شمارگان بیارم
دل من خوش است در این که درست واقفی تو
که چقدر به معجزات نفست امیدوارم
همهی کبوتران را به کمند خود درآرم
سحری به تیر مژگان بکنی اگر شکارم
چه تفاوت است در این که به روز حشر بی تو
به بهشت به جهنم به کدام رهسپارم
تو که «والضحی» مایی به ظهور اگر درآیی
برسد به روشنایی شب تار انتظارم
نه فقط غروب جمعه همه روز تا ظهورت
به تأسی از تو هر شب به حسین اشکبارم
به سپیدی گل یاس که شده کبود نیلی
تو که نیستی سیاه است همیشه روزگارم
غم فاطمه است در دل چه نیاز بر سرورم
که سرور در حقیقت بود اینکه سوگوارم
صنف لباس فروش ها - 1395/11/18- زیارت عاشورا - فاطمیه اول (روز دوم) - حاج منصور ارضی
شبی که با تو سحر نیست، خیر در آن نیست
دلی که منتظرت نیست اهل ایمان نیست
تو حق بده به گدایانِ موسفید خودت
که کنار آمدن با فراق آسان نیست
چرا به فکر بهار و رسیدنش باشم
بهار تا تو نیایی کم از زمستان نیست
چه خیر و برکتی از زندگی خود دیده
کسی که ریزهخور سفرهی کریمان نیست
بدون لطف پدر طفل میخورد به زمین
تو نیستی و هوای دلم به سامان نیست
فدای جود کریمی که با بزرگی خود
ز نوکران بدش باز روی گردان نیست
برات کرب و بلای مرا بده آقا
که گفته است حرم جای یک پریشان نیست
کسی که واشده پایش به صحن ثاراللّه
به روز حشر گرفتار نیست حیران نیست
صنف لباس فروش ها - 1395/11/12- زیارت عاشورا - حاج منصور ارضی
هر چند به جز حال گرفتار ندارم
تا پیش تو هستم گره کار ندارم
خالی ست دو دستم سر پیری، چه کنم من؟
من کهنه درختی شده ام، بار ندارم
افتاده ام از چشم همه روی مگردان
تو باش خریدار، خریدار ندارم
دلخوش به عبادت شده بودم، که ریا برد
جنسی که بیارزد ته انبار ندارم
ناگفته زیاد است در این قلب پرآشوب
غیر از تو که من محرم اسرار ندارم
دیگر خبری نیست از آن اشک و مناجات
وقتی که سحر دیده ی بیدار ندارم
فورا برسانید مرا مرقد شش گوشه
چون با احدی غیر حسین، کار ندارم
یا فاطمه، بی بی تو بزن مُهر قبولی
ویزای سفر تا حرم یار ندارم
صنف لباس فروش ها - 1395/11/5- زیارت عاشورا - حاج منصور ارضی
می خواستم غلام تو باشم ولی نشد
زیبنده ی سلام تو باشم ولی نشد
می خواستم مطیع فرامین تو شوم
فرمانبر پیام تو باشم ولی نشد
می خواستم همان که تو میخواستی شوم
زینت برای نام تو باشم ولی نشد
با سبک زندگی شما خو نکرده ام
زیباست هم مرام تو باشم ولی نشد
تا حال اگر لیاقت دیدار داشتم
می شد جمکران تو باشم ولی نشد
گاهی که با گناه شدم سدّ راه تو
می شد که صید دام تو باشم ولی نشد
راه وصال را تو نشان داده ای به من
تا کشته ی قیام تو باشم ولی نشد
من عهد کرده ام ز ازل تا به روز حشر
در خدمت مدام تو باشم ولی نشد
گفتم هزار بار پس از هر نماز صبح
یار علی الدوام تو باشم ولی نشد
می شد که همچنان پسر مهزیارها
مشمول احترام تو باشم ولی نشد
می شد که همچنان شهدای حریمتان
من جرعه نوش جام تو باشم ولی نشد
یک کربلا کنارِ تو را خواستم ز تو
تا هم مسیر گام تو باشم ولی نشد
ای کاش با تو باز نگویم که خواستم
در روز انتقام تو باشم ولی نشد
جهت سلامتی امام زمان و مقام معظم رهبری و تعجیل در فرج امام زمان صلوات
صنف لباس فروش ها - 1395/10/28- زیارت عاشورا - حاج منصور ارضی
با اینکه با گناه کنم تا به راحتی
راهم دهی مرا تو در اینجا به راحتی
نزد شما که جای من روسیاه نیست
اما نظر کنی به سوی ما به راحتی
آقای من صریح بگویم، به هیأتت
حس می کنم حضور شما را به راحتی
با مثل من، کسی ننشیند مگر خودت
لبخند می زنی به من آقا به راحتی
لطف تو گرچه از سر من هم زیاد هست
از من دریغ کِی کنی آن را به راحتی
با اینکه جز جفا تو ندیدی ز دست من
ترک وفا نمی کنی اما به راحتی
هر گاه نامه ی عملم می رسد به تو
پرهیز می کنی ز تماشا به راحتی
آنقدر احترام گذاری به نوکرت
تا شهره اش کنی به دو دنیا به راحتی
قدر تو را اگرچه ندانسته هیچ کس
منت گذاشتی سر ماها به راحتی
ما جای اینکه با دل تو همرهی کنیم
تو همرهی کنی به دل ما به راحتی
ما را گَهی به همره خود کربلا ببر
همدل شویم با تو در آنجا به راحتی
اذن جهاد و اذن شهادت به دست توست
تا جان دهیم در ره مولا به راحتی
این روضه های جد غریبت، بهشت ماست
جنّت همیشه هست مهیا به راحتی
جهت سلامتی امام زمان و مقام معظم رهبری و تعجیل در فرج امام زمان صلوات
صنف لباس فروش ها - 1395/10/21- زیارت عاشورا - حاج منصور ارضی
روزگار دلم به سامان نیست
من کویرم، خبر ز باران نیست
سخت با خود کنار می آیم
ساختن با فراق آسان نیست
غم کوری نمی خورد یعقوب
یوسفش تا میان کنعان نیست
در جوانی تو سر به راهم کن
دم پیری زمان جبران نیست
آدمیت گدایی از درِ توست
آدم هر که نیست، سلطان نیست
بی تو یا با تو گریه خواهم کرد
فکر عاشق وصال و هجران نیست
هیچ جایی برای ما مردم
مثل قم نیست، چون خراسان نیست
آخر کار می رسم به حسین
آخر کار بین جانان نیست
روزگارم خوش است پای غمش
بر سرم مانده سایه ی علمش
جهت سلامتی امام زمان و مقام معظم رهبری و تعجیل در فرج امام زمان صلوات
صنف لباس فروش ها -1395/10/14- زیارت عاشورا - حاج منصور ارضی
نذر دیدار رخت را کِی ادا خواهم کرد
همه را غیر تو یک روز رها خواهم کرد
زیر بال و پر تو بودن من بندگی است
رو به تو گر بکنم، رو به خدا خواهم کرد
تو اگر یک سحر از کوچه ی ما رد بشوی
یک قدمگاه در این کوچه بنا خواهم کرد
مادرم دست مرا داد به دستت آقا
مادرم را همه ی عمر دعا خواهم کرد
هر قدر هم که محلم ندهی آقا جان
دم به دم اسم تو را باز صدا خواهم کرد
دیر یا زود مهم نیست ولی آخر سر
من خودم را بغل امن تو جا خواهم کرد
هر چه سرمایه به دستم برسد شکی نیست
نذر یک شب سفر کرب و بلا خواهم کرد
جان اگر بر لب من هم برسد آرامم
پنج تن را به دم مرگ صدا خواهم کرد
جهت سلامتی امام زمان و مقام معظم رهبری و تعجیل در فرج امام زمان صلوات