زیارت عاشورا - 1399/6/11- روز دوازدهم محرم - حاج منصور ارضی
همین که سینهی تنگم توان آه ندارد
مشخص است به داغ دل تو راه ندارد
مرا بخر به غلامی در این رکودی بازار
که گفته یوسف من بردهی سیاه ندارد؟
اسیر خال سیاهت شدم خدا را شکر
همینکه صورت عاشق نظر به ماه ندارد
خجالت از تو کشیدم که از تو دست کشیدم
به جز تو این دل آواره تکیهگاه ندارد
خرابه است سرایم جهنم است بهشتم
اگر که چشم من اشکی در این دو ماه ندارد
به یُمن رزق تو رزقم زیاد بوده همیشه
مگر که فاطمه بر نوکرت نگاه ندارد؟
مرا کنار حبیب و حسینِ فاطمه بنشان
چه سفرهایست محرم گدا و شاه ندارد
دوباره آبرویت را گذاشتی و نوشتی
گدای کوی اباالفضل اشتباه ندارد
حوالهاش نده جایی به غیر روضهی زینب
کسی که غیر حریم تو سرپناه ندارد
سری به نیزه بلند است در برابر زینب
همین شده که مسیری به قتلهگاه ندارد
میان حلقهی زنجیر، کاروان میرفت
برای اینکه بگوید حسین گناه ندارد
به دست بسته و پای شکسته جنگیدم
که این سپاه نگوید حسین سپاه ندارد
گرگان شامیان بدریدند یوسفم
یک پیرهن نشانه فقط برم مادرم
جهت سلامتی و تعجیل در فرج آقا امام زمان، شادی روح امام و شهدا و سلامتی رهبر عزیز صلوات
زیارت عاشورا - 1399/6/10- روز یازدهم محرم - حاج منصور ارضی
بساط نوکریام ریخته به هم آقا
نشسته بر دل تنگم غبار غم آقا
به زیر قول و قرارم زدم، پشیمانم
به زیر بارخطا باز خم شدم آقا
به دستهای قلم ناامیدمان نکنی
به سطرهای گناهان بکش قلم آقا
همین که روزی تو میرسد خدا رو شکر
چه فرق میکند اصلا زیاد و کم آقا
به زور و زر نروم از درون خانهی تو
چه صد قدم بگشایی چه یک قدم آقا
نریز آبرویم را به آبروی حسین
کسی سراغ ندارم به تو قسم آقا
دعا بکن برسم اربعین به خیمهی تو
به دوری از تو شدم باز متهم آقا
مریض آمدم اما شفا نمیخواهم
فقط ببر مرا گوشهی حرم آقا
برای روز ظهورت در انتقام حسین
حساب کن روی خونم، ولیّ دم آقا
حرم شلوغ شد و وقت غارت خیمه
گرفته حرمله در دست خود عَلَم آقا
نماز شام غریبان اقامه میشد با
لباس پاره و پاهای پر وَرم آقا
نمانده بعد عمو بر سر زنی معجر
نمانده زینب مظلومه محترم آقا
جهت سلامتی و تعجیل در فرج آقا امام زمان، شادی روح امام و شهدا و سلامتی رهبر عزیز صلوات
زیارت عاشورا - 1399/6/9- روز عاشورا - حاج منصور ارضی
یاران تو هزار مصیبت کشیدهاند
اما غم تو را سر مویی ندیدهاند
تنها شنیدهایم هر آنچه تو دیدهای
تو دیدهای که جدّ تو را سر بریدهاند
از مقتل زیارت ناحیه روشن است
شیب الخضیب را مکرر کشیدهاند
گاهی به جسم جدّ غریبت نشستهاند
گاهی به چکمه روی تن او دویدهاند
انگشت را به خاطر انگشتری به حرص
با خنجری که کند شده بد بریدهاند
تو گفتهای که گریهی خون میکنی، چرا
از بس که عمههای تو تهمت شنیدهاند
گفتی شبانه روز فقط گریه میکنم
از بس که آل فاطمه غربت کشیدهاند
این بی حیا اراذل و اوباش بارها
مظلومه را به نیش زبانها گزیدهاند
در راه کوفه بعضی از این پست فطرتان
از یکدگر به قهقهه زیور خریدهاند
اجداد طاهرین تو رأس الحسین را
یا در تنور یا که سر نیزه دیدهاند
آقا خوش آن سحر که کنی از حرم ظهور
بینی مدافعان حرم سر رسیدهاند
جهت سلامتی و تعجیل در فرج آقا امام زمان، شادی روح امام و شهدا و سلامتی رهبر عزیز صلوات
زیارت عاشورا - 1399/6/8- روز تاسوعا - حاج منصور ارضی
گر چه همه رد میکنند از خود گدا را
حالا محبت کن صدا کن اسم ما را
من نوکر خوبی برای تو نبودم
خیلی اذیت کردهام آقا شما را
کج میروم وقتی هوایم را نداری
کج میگذارم روی هم سنگ بنا را
بنشان هم اکنون مادرم را در عزایم
آزار دادم من تو را صاحب عزا را
پشت درم، درماندهام، در را نبندی
از خود مرانی این گدای خرده پا را
بیآبرویی آمده اِی آبرودار
بیوقت آمد، آمده وقت مدارا
اول گرفتی دستهای خالیام
آخر پذیرفتی من یک لاقبا را
چشمی که گریه میکند دارو ندارد
درمان نکن این عاشقِ درد آشنا را
یک بار شد چشم انتظارت را نبخشی؟
وقتی به لب دارد نوای کربلا را
محض گل روی ابوفاضل عوض کن
حال و هوای نوکر سر به هوا را
زهرا کنار علقمه پهلو گرفته
چون دیده سقا و دو تا دست جدا را
ای کاش میشد از تن او دربیارم
آرام، تیر و آهن و سرنیزهها را
مشکی که پاره بود را بردند خیمه
گفتند این هم مشک و این آب گوارا
جهت سلامتی و تعجیل در فرج آقا امام زمان، شادی روح امام و شهدا و سلامتی رهبر عزیز صلوات
زیارت عاشورا - 1399/6/7- روز هشتم محرم - حاج منصور ارضی
بینسیم کوی جانان راهها گم میشود
بیهلال روی ماهت ماهها گم میشود
روز و شب باید به خیل حاضران پیوست، چون
هر که جا ماند میان راهها گم میشود
روزی ماه محرم را تو قسمت میکنی
قسمت لطف تو از بدخواهها گم میشود
بین مومن با منافق فرقها بسیار هست
بیبصیرت چهرهی گمراهها گم میشود
سوز و آه و نالهها باشد فراوان بین خلق
بیغم و درد تو اما آهها گم میشود
در قنوت عشق الطاف خدا گل میکند
بیحسینت ذکر یا اللهها گم میشود
من اگر دستم نگیری سر به راهت نیستم
پیش دور افتادگان در کاهها گم میشود
در بیابان طلب خضر است پیر میکده
بیمربی راهها از چاهها گم میشود
گاه گاهی یک تفقد رو به راهم میکند
حیف با جرم و گناه این گاهها گم میشود
با تو در وقت سحرها گفت و گو زیباتر است
حین خواب غفلت این دلخواهها گم میشود
گوش جان باید دهی بر «یالثارات الحسین»
ور نه آن لبیک بر خونخواهها گم میشود
نیزه چون باشد فراوان بر بدنهای نحیف
در مسیر یار قتلگاهها گم میشود
جهت سلامتی و تعجیل در فرج آقا امام زمان، شادی روح امام و شهدا و سلامتی رهبر عزیز صلوات
زیارت عاشورا - 1399/6/6- روز هفتم محرم - حاج منصور ارضی
کسی که در بساطش چشم تر نیست
ز حال مقتدایش با خبر نیست
نبر بهر شفا پیش طبیبان
مریضی را که محتاج سحر نیست
چه باید کرد با چشم گنهکار
که بعضا هست اشک و بیشتر نیست
خدا خیرش دهد آقا کریم است
اگر چه کار من جز دردسر نیست
اگر جا ماندهام ردم نکرده
نگفته سائلی که پشت در نیست
نبودم دور سفره روزیام داد
غلط بود این که فکر رهگذر نیست
خودش را خرج کرده پیش زهرا
اگر چه ارزش من اینقدر نیست
به روی سینهی مجروح آقا
غمی مثل محرم تا صفر نیست
همه از تشنگی میسوختند آه
به خیمه مشک آبآور مگر نیست
همه دور علی اصغر هراسان
به فکر مادر او یک نفر نیست
الهی حرمله آتش بگیرد
که در فکرش به جز تیر سهپر نیست
جهت سلامتی و تعجیل در فرج آقا امام زمان، شادی روح امام و شهدا و سلامتی رهبر عزیز صلوات
زیارت عاشورا - 1399/6/6- روز هفتم محرم - حاج منصور ارضی
کسی که در بساطش چشم تر نیست
ز حال مقتدایش با خبر نیست
نبر بهر شفا پیش طبیبان
مریضی را که محتاج سحر نیست
چه باید کرد با چشم گنهکار
که بعضا هست اشک و بیشتر نیست
خدا خیرش دهد آقا کریم است
اگر چه کار من جز دردسر نیست
اگر جا ماندهام ردم نکرده
نگفته سائلی که پشت در نیست
نبودم دور سفره روزیام داد
غلط بود این که فکر رهگذر نیست
خودش را خرج کرده پیش زهرا
اگر چه ارزش من اینقدر نیست
به روی سینهی مجروح آقا
غمی مثل محرم تا صفر نیست
همه از تشنگی میسوختند آه
به خیمه مشک آبآور مگر نیست
همه دور علی اصغر هراسان
به فکر مادر او یک نفر نیست
الهی حرمله آتش بگیرد
که در فکرش به جز تیر سهپر نیست
جهت سلامتی و تعجیل در فرج آقا امام زمان، شادی روح امام و شهدا و سلامتی رهبر عزیز صلوات