مسجد ارک - 1399/7/15 - مراسم اربعین - حاج منصور ارضی
به هر کس دمد ذکر هو بیشتر
رسد فرصت گفتگو بیشتر
شرابی که کهنه شده عطر آن
برون میزند از سبو بیشتر
به آن نوکری که قدیمی تر است
خدا میدهد آبرو بیشتر
زلالی مطلق به قطره دهد
به دریا زند هر چه رو بیشتر
به معشوق هر کس که مَحرم تر است
به او گفته سِرّ مگو بیشتر
به هر کس مقامی برازنده است
به مشتاقها آرزو بیشتر
جدایی به هر کس بود سخت لیک
به سرگشته ی کو به کو بیشتر
بُود عطر سیب حریم حسین
ز هر نافه ی مشک بو بیشتر
شود اربعین هر چه نزدیکتر
شود بغض ها در گلو بیشتر
یقینا که دلتنگی او به ماست
ز دلتنگی ما به او بیشتر
به جا مانده، از طفل جامانده گو
بخوان از رقیه بگو بیشتر
کتک خورد اگر دختری از کسی
شکایت برد بر عمو بیشتر
بابا حلالم بکن فرش من نخ نماست
گلت پیش از این داشت مو بیشتر
کبودم ولی بی پدر بودن است
از اسیر عدو بیشتر
اگر چه از پشت سرم حمله کرد
کتک خوردم از روبرو بیشتر
دلم از غم گوشه گیری شکست
چنان زد که دندان شیری شکست
مسجد ارک - 1399/7/15 - مراسم اربعین - حاج منصور ارضی
مجلست بوی حرم دارد قسم بر کربلا
زائرین محترم دارد قسم بر کربلا
هر دری بسته است این ایام جز باب الحسین
چون خدا دستت کرم دارد قسم بر کربلا
روز و شب آغوش گرمت چون به نوکر وا شود
مثل مادر در برم دارد قسم بر کربلا
مادرت وقتی که از ما میکند صحبت، حسین
بر لب خود نوکرم دارد قسم بر کربلا
گرچه که من نوکر خوبی برایت نیستم
قلب پاکت باورم دارد قسم بر کربلا
این پر پرواز را، این روضه را از من مگیر
اوج ها بال و پرم دارد قسم بر کربلا
در میان روضه ی رضوان همین روضه به پاست
زمزمی چشم ترم دارد قسم بر کربلا
گریه ام از گریه ی صاحب عزایت میرسد
دیده اشک از دلبرم دارد قسم بر کربلا
از نوای زینبت بد جور میریزم به هم
او به حال مضطرم دارد قسم بر کربلا
مسجد ارک - 1399/7/15 - زیارت عاشورا - مراسم اربعین - حاج منصور ارضی
عشق یک سینه ی پر از آه و یک دل بیقرار میخواهد
خواب راحت برای عاشق نیست عاشقی حال زار میخواهد
دیدن یار گرچه شیرین است، نیست عاشق، کسی که خودبین است
حرف عشاق واقعی این است خواهم آنچه نگار میخواهد
مدتی هست یادمان رفته پسری مانده از تبار علی
او که مثل حسن برای قیام بی سپاه است و یار میخواهد
یار هرکس به غیر او بودم دل به هر کس به غیر او دادم
چه کسی را عزیزتر از دوست، دل از این روزگار میخواهد
چند روزی به سمت آقایم چند روزی به سمت دنیایم
بی تفاوت به اینکه جاده ی وصل قدمی استوار میخواهد
خوش به حال مدافعان حرم، عشق را در عمل نشان دادند
تا بفهمی یوسف زهرا عاشقی جان نثار میخواهد
شیعه تنهاست یا اباصالح، با همان هیبت علی برگرد
گردن دشمنان آل الله گردش ذوالفقار میخواهد
گر بگویی بمیر میمیرم بین دستان توست تقدیرم
عبد بی دست و پا برابر توست کی ز خود اختیار میخواهد؟
ای عزادار حضرت زینب دیده گریان غربت زینب
به خدا که اسارت زینب ناله ی بیشمار میخواهد
آه آیا از آن همه لشکر یک نفر هم صدا نزد آخر
ناقه ی دختران پیغمبر محملی پرده دار میخواهد
جهت سلامتی و تعجیل در فرج آقا امام زمان، شادی روح امام و شهدا و سلامتی رهبر عزیز صلوات
مسجد ارک - 1399/7/14 - مراسم اربعین - حاج منصور ارضی
با یا حسین بندگی آغاز میشود
با یا حسین در دلم اعجاز میشود
روزی که بر دهان همه مهر میزنند
هر کس حسین گفت سرافراز میشود
دستی که طعم سینه زدن را چشیده است
بر دوش صاحبش پر پرواز میشود
هر دم که بی پناه و بدون امان شوم
کهف الحسین در دلم ابراز میشود
صدها گره که کور شد و راه حل نداشت
در روضه های خانگی اش باز میشود
فرموده اند رتبه ی ایمان شیعیان
با گریه بر مصائبش احراز میشود
قطره به قطره گریه ی ما َدر غم حسین
در دست اهل بیت پس انداز میشود
هر کس که رفت یک قدمی سوی کربلا
با گوشه ی چشم فاطمه ممتاز میشود
وای از دل سکینه و زینب، سر حسین
َوقتی نصیب خولی لجباز میشود
مسجد ارک - 1399/7/14 - مراسم اربعین - حاج منصور ارضی
آدم از اول به نامت بوده راغب یا حسین
روضه ات دارد میان عرش طالب یا حسین
میبرد معراج ما را قاب قوسین ضریح
می شود پائین پایت سجده واجب یا حسین
عشق تو شغل شریف انبیای عالم است
در سرایت نوکری دارد مراتب یا حسین
خمس اسم پنج تن خونین دلی که خورده اند
توشه بر میدارم از این قوت غالب یا حسین
هم تو از من برده ای دل که فقط دور توام
هم من از تو برده ام جیره مواجب یا حسین
بوده زینب هر دو تامان را دعاگو در نماز
بوده زهرا هر دوتامان را مراقب یا حسین
سنگ خوردم از همه اما نرفتم از حرم چون که
دارد این سگ آلوده صاحب یا حسین
اشک روضه زیر تابوت دو چشمم را گرفت
وقت تلقینم شود ذکر مناصب یا حسین
اربعین جامانده ام هم از نجف هم کربلا
زائرت را یاد کن بین مواکب یا حسین
پرچم «إِنَّا فَتَحْنَا» را زدی بر آسمان
گر چه رفتی در تنور و دیر راهب یا حسین
گفت زینب من کجا و کوچه و بازار شام؟
قد کمان شد بعد تو امّ المصائب یا حسین
سنگ خوردی روی نیزه خون به پیشانی نشست
روبروی قبله چرخیدی نماز من شکست
مسجد ارک - 1399/7/14 - زیارت عاشورا - مراسم اربعین - حاج منصور ارضی
نگو که خیر نداری برای ما آقا
عزیز من کرمت رفته پس کجا آقا؟
چه اشتباه بزرگی ز نوکرت سر زد
که آمده به سرش این همه بلا آقا
کسی که آبرویش میرود خودت هستی
اگر محل نگذاری به این گدا آقا
به حرمت نمک و نان سفره ات نَزَدم
به روضه های حسین تو پشت پا آقا
منی که شب، نجف و صبح، سامرا بودم
تقاص پس بدهم این همه چرا آقا؟
شکایت دل خود را به فاطمه گفتم
که بسته ای به رویم مشهد الرضا آقا
اگرچه غرق گناهم ز تو طلبکارم
زدی به چوب جدایی کربلا آقا
قسم به آن بدنی که جدا جدا شده بود
مرا ز گریه و هیأت مکن جدا آقا
نگاه کن یک علی شد هزار تا اکبر
نگاه کن به علی زیر نیزه ها آقا
توان نداشت بچیند میان لشکر شام
علی اکبر خود را روی عبا آقا
جهت سلامتی و تعجیل در فرج آقا امام زمان، شادی روح امام و شهدا و سلامتی رهبر عزیز صلوات
مسجد ارک - 1399/7/13 - مراسم اربعین - حاج منصور ارضی
به من رسیده دو چشم تر از حسین و حسن
کلام وحی شده منبر از حسین و حسن
خراب روضه شدم آمدم به میخانه
رسیده جام و می و ساغر از حسین و حسن
برای آنکه خدا را بیاورم هیأت
نداشتم به خدا بهتر از حسین و حسن
زمین به دست حسن آسمان به دست حسین
به عرش می رسد این نوکر از حسین و حسن
نشسته زیر کساء بینشان رسول خدا
که ارث برده علی اکبر از حسین و حسن
بهشت را به گدایی هردوشان بفروش
نخواه چیز کمی دیگر از حسین و حسن
تویی که کرب و بلا رفته ای به عشق بقیع
چه توشه ای ببری آخر از حسین و حسن
طبیعی است که با فاطمه طرف بشود
حساب اگر نبرد محشر از حسین و حسن
بپرس فضه چه از فاطمه شنیده، علی
یک آیه کم شده از کوثر حسین و حسن
چه وضع خانه ی او صورتش به هم خورده
که رو گرفته چنین مادر از حسین و حسن
کشیده خورد و کشیده شده و کشیده آه
کشیده از خجالت «در» از حسین و حسن