صنف لباس فروش ها -1395/2/28- زیارت عاشورا - حاج منصور ارضی
بیشتر از عاشقی، هجران مرا سوزانده است
هجر دیدار رخ جانان مرا سوزانده است
بعد از عمری علت خُسران خود فهمیدهام
دل سپردن دست این و آن مرا سوزانده است
مثل یعقوبم دلم آتش گرفته، سوخته
بعد یوسف، غربت کنعان مرا سوزانده است
عشق بی وصل نگار از هر بلایی بدتر است
عاشقی، این درد بیدرمان مرا سوزانده است
دور از مولا در این زندان نفس افتادهام
غفلتم در بین این زندان مرا سوزانده است
یک کلاف آوردهام یوسف خریداری کنم
این هیاهوی خریداران مرا سوزانده است
ترس از این دارم بگوید که نمیخواهم تو را
فکر دوری از صف خوبان مرا سوزانده است
سیرهی آقای ما گریه کنار زینب است
روضههای خواهری گریان مرا سوزانده است
روی نیزه رفتن خورشید جانم را گرفت
بین صحرا پیکری عریان مرا سوزانده است
بیقرار شارع العباس گشتهام باز هم
صحن سقا دوری از ایوان مرا سوزانده است
روزه میگیرم ولی افطار زهرم میشود
کام خشک ساقی عطشان مرا سوزانده است
جهت سلامتی امام زمان و مقام معظم رهبری و تعجیل در فرج امام زمان صلوات
صنف لباس فروش ها -1395/2/7- زیارت عاشورا - حاج منصور ارضی
بندهی نفس شدم سوز و نوایم رفت، رفت
از نَفَس افتادم و حال دعایم رفت، رفت
غفلتم توفیق توبه کردنم را برده است
از قنوتم «ربنا اغفرلنا»یم رفت، رفت
بار من را آتش ناشیگریام سوزانده است
از کفم سرمایهی روز جزایم رفت، رفت
عبد رسوایم، فقط دردسر مولا شدم
آبرویم پیش او وقتی حیایم رفت، رفت
در سحرها خلوتی با دلسِتانم داشتم
آنقدر بد کردم آخر از سرایم رفت، رفت
سوی نامحرم نظر کردم سلاحم را گرفت
برکت از این زندگی، تا اشکهایم رفت، رفت
دلخوشم صحن دلم وقف علی و فاطمه است
گیرم اصلا جای دیگر دست و پایم رفت، رفت
کعبه بیحیدر فقط سنگ است، پس با این حساب
سوی نجف هم اگر قبلهنمایم رفت، رفت
با پر و بالی شکسته مرغ قلبم هر سحر
در پی فتواست که سوی مقتدایم رفت، رفت
یاد کام تشنهاش یک عمر قلبم سوخت، سوخت
زیر خنجر دلبر درد آشنایم رفت، رفت
زیر گرمای بیابان پیکرش شد زیر و رو
روی نیزه راس شاه سر جدایم رفت، رفت
جهت سلامتی امام زمان و مقام معظم رهبری و تعجیل در فرج امام زمان صلوات
صنف لباس فروش ها -1395/1/31- زیارت عاشورا - حاج منصور ارضی
دعای عهد بیان نگفتههای من است
فراق، دردِ من و درددل، دوای من است
کدام خنده و شادی کدام عید و سرور
بدون آمدنت عیدها عزای من است
خدا مرا بکشد گر که خودسری بکنم
هر آن دعا که شما میکنی دعای من است
چه صبحهای عزیزی، چه قدر نورانی
به لطف توست که این خیمهها «حرای» من است
خوشی زندگی من همه به پای شماست
هزار سال جدایی همه به پای من است
برای منتظرت باز مغفرت بطلب
که شرمسار تو این قلب بیحیای من است
برو بیای تو را وقت مرگ میخواهم
کنون که روضه مکان برو بیای من است
رجب رسیده براتی به ما بده آقا
به دستهای تو ویزای کربلای من است
از آن زمان که زمین خورد شاه تشنهلبان
فقط هر آنچه که مانده است وای وای من است
جهت سلامتی امام زمان و مقام معظم رهبری و تعجیل در فرج امام زمان صلوات
صنف لباس فروش ها -1395/1/24- زیارت عاشورا - حاج منصور ارضی
بیخیالیم، خیال تو به سرهامان نیست
لقمه نان غصهی ما هست ولی هجران نیست
زندگی کردن ما مردن تدریجی شد
روزِ ما شب شده ای دوست، ز تو پنهان نیست
گلهای نیست اگر این همه آواره شدیم
تا زمانی که نیایی تو، سر و سامان نیست
لال باد آنکه نگفته است ز تنهایی تو
کور باد آن که دو چشمش ز غمت گریان نیست
هر کسی گوش به فرمان تو و نائب توست
فتنه هم راه بیفتد دو دل و حیران نیست
درد هم از تو بیاید به خدا درمان است
هر چه غیر از تو بیاید به خدا درمان نیست
خیر الاعمال رجب یک سفر کرب و بلاست
قبلهی اهل ولاء جز حرم جانان نیست
تشنه لب گرچه زیاد است در عالم اما
هیچ کس مثل حسین بن علی عطشان نیست
جهت سلامتی امام زمان و مقام معظم رهبری و تعجیل در فرج امام زمان صلوات
صنف لباس فروش ها -1394/12/25- زیارت عاشورا - فاطمیه - حاج منصور ارضی
امسال هم گذشت تو از ما گذشت کن
اوضاعمان خراب شد آقا گذشت کن
وقتی پدر تویی همه کارت به حکمت است
یا اینکه چوبمان بزن و یا گذشت کن
هر جا شدیم بیخبر از تو حلال کن
هر جا شدیم بندهی دنیا گذشت کن
از دوستان که خیر و محبت ندیدهای
ماندی میان ما تک و تنها گذشت کن
شرمندهایم شاهد ما گریههای ماست
بد کردهایم ما به تو اما گذشت کن
در شهر راحتیم اگر هیچ شیعهای
دنبال تو نیامده صحرا گذشت کن
آقا به حق ساقی عطشان کربلا
حرف از عموت آمده، حالا گذشت کن
افتاد بر زمین و صدا زد حسین جان
آبی نرفت خیمهی زنها گذشت کن
جهت سلامتی امام زمان و مقام معظم رهبری و تعجیل در فرج امام زمان صلوات
صنف لباس فروش ها -1394/12/24- زیارت عاشورا - فاطمیه - حاج منصور ارضی
دستی که فقیر است به دامان کریم است
دلگرمی بیمار به درمان کریم است
بیمعرفتیم و به معارف نرسیدیم
دلها همگی تشنهی باران کریم است
یک روز میافتد گذرش تا دم خیمه
هر کس به سرش شوق بیابان کریم است
هر جوره بعید است که در فقر بمانیم
وقتی که کرم از سفرهی احسان کریم است
از بدو تولد همهی دلگرمی ما شد
چون جان گدا بسته بر جان کریم است
ما کشتهی هجریم و وصال آرزوی ماست
پس قاتل ما غصهی هجران کریم است
از کربوبلا مهدویت میشود آغاز
زائر بشود هر که پریشان کریم است
امروز که گریان سفرکردن زهراست
چشمان همه سائل چشمان کریم است
جهت سلامتی امام زمان و مقام معظم رهبری و تعجیل در فرج امام زمان صلوات
صنف لباس فروش ها -1394/12/23- زیارت عاشورا - فاطمیه - حاج منصور ارضی
هوای هر سحرت را دوباره آه گرفت
عجیب نیست که اینگونه باز ماه گرفت
تویی که وارث غمهای حیدری و دلت
ز نالههای علی در میان چاه گرفت
هر آنکه در حرم روضههای فاطمیه
قدم گذاشت در آغوش تو پناه گرفت
یکی دو قطره ز داغت گریستم دیدم
که بحر لطف تو از قلب من، گناه گرفت
هماره دست تو در کوچههای سینهزنی
رسید و دست مرا هم به یک نگاه گرفت
خدا سند زده مظلومی تبارت را
ز خون سینهی زهرا، علی گواه گرفت
نگاهت ابری خورشید آسمان علیست
که روز روشن او را شبی سیاه گرفت
https://telegram.me/mansoorarzi
کانال تلگرام دوستداران حاج منصور
ما دوستدار حاج منصور هستیم به عشق سیدالشهدا (ع)
که سلم لمن سالمکم شعار ماست