زیارت عاشورا - 1399/10/3- فاطمیه - مسجد ارک - حاج منصور ارضی
ای صاحب عصر و زمان با نوکرت سردی چرا؟
صحرانشین از این سفر پس برنمیگردی چرا؟
هر وقت حاجت داشتم زود آمدم بر درگهت
عادت چرا، غفلت چرا، این درد بی دردی چرا؟
هر بار روی گرداندم از تو رو نگرداندی ز من
بی آبرویی مرا بر رو نیاوردی چرا؟
چون خون دلها میخوری از پشت خنجر میخوری
میبینی از عشاق خود این قدر نامردی چرا؟
نشناختم اصلا تو را قدر سلامی و السّلام
درد آشنا از جمع ما بیچاره ها طردی چرا؟
شاید گناه جمعی ما را عقوبت کرده ای
بین بلاها روضه های ما شدی فردی چرا؟
باور نکردم که مرا از خانه ات رد کرده ای
گر فکر می کردی بدم پس باورم کردی چرا؟
ای آنکه روی شانه ات کوه گناهم آمده
مادر سفارش می کند هر بار دلسردی چرا؟
زهرا علمدار علی بود و ز پیغمبر شنید
بدجور خوردی بر زمین ریحانه ام زردی چرا؟
پیراهن خونین تو آتش گرفته پشت در
تنها میان این همه گرگان ولگردی چرا؟
جهت سلامتی و تعجیل در فرج آقا امام زمان، شادی روح امام و شهدا و سلامتی رهبر عزیز صلوات
زیارت عاشورا - 1399/10/2- فاطمیه - مسجد ارک - حاج منصور ارضی
تصویر هجر تو که به ذهنم خطور کرد
آه فراق آینه ام را نمور کرد
جز اشک چیست چاره ی یوسف ندیده ها؟
یعقوب چشمهای مرا گریه کور کرد
بین من و تو پرده ی عصیان حجاب شد
ما را گناه کاریمان از تو دور کرد
یکبار هم گناه مرا روی من بیار
آخر خدا چه قدر شما را صبور کرد
در راه دوست هر چه هزینه دهی کم است
اصلا به پای یار نباید قصور کرد
تمرین سوختن به تماشا نمیشود
باید میان شعله همین را مرور کرد
مست از شراب عشق به آغوش شمع تا
پروانه سوخت میکده را غرق نور کرد
گاهی صلاح طفل به تنبیه مادر است
باید به سر راه شدن را زور کرد
دست از تعلقات بکش وصل را بگیر
شرط ورود وادی حق پابرهنگی است
باید کلیم وار عزیمت به طور کرد
هجران بس است ای پسر فاطمه بیا
شاید که مرگ جسم مرا سهم گور کرد
ما را به حق روضه ی زهرا درست کن
حوریه ای که در دل آتش ظهور کرد
آیینه زلال نبی پشت در شکست
آیینه را چگونه علی جمع و جور کرد
جهت سلامتی و تعجیل در فرج آقا امام زمان، شادی روح امام و شهدا و سلامتی رهبر عزیز صلوات
زیارت عاشورا - 1399/10/1- فاطمیه - مسجد ارک - حاج منصور ارضی
یار ما هر نیمه شب که بر سجاده است
آن قدر آقاست یاد قوم نوکرزاده است
گر گدا کاهل بود تقصیر صاحبخانه نیست
ما نمیخواهیم ورنه لطف او آماده است
گریه هایم کم شده یعنی که بی برکت شدم
بی حیایی من آخر کار دستم داده است
به دل سنگی که من این حرفها سودی نکرد
حلّ کار سنگ کی در طاقت سمباده است؟
امر مولا روی چشمم نهی مولا روی چشم
کار سختی نیست اصلا عبد بودن ساده است
در تمام سالها من فکر خود بودم ولی
او دم خیمه به شوق دیدنم اِستاده است
فاطمیه جمع را یک کربلا مهمان کنی
قلب ما سینه زنان در به در آن جاده است
بوی دود از خانه ی مولا به عالم می رسد
بوی دود از چادر آن بانوی آزاده است
جهت سلامتی و تعجیل در فرج آقا امام زمان، شادی روح امام و شهدا و سلامتی رهبر عزیز صلوات
زیارت عاشورا - 1399/9/25- حاج منصور ارضی
نیست دردی کشنده تر ز فراق
غم دوری تو مصیبت شد
شدهام با همه به جز تو عیاق
عمری ز دیدن تو محرومم
گله از چه؟ ندارم استحقاق
از گناه زیاد خسته شدم
شده پروندهام پر از اوراق
اشک چشم مرا دو چندان کن
چون که محتاج گریهاند عشاق
اِكْفِيانى غریب و تنهایم
وَانْصُرانى شدم به تو مشتاق
میهمان کن مرا به خیمهی خود
جان اگر ماند میکنم انفاق
دل به دل راه دارد آقا جان
دل به هم بستهایم بیاغراق
نمک روضهی مرا بفرست
روزیام دست توست یا رزاق
سحری روبروی شش گوشه
دست من را بگیر بین رواق
ای ضریح حسین دلتنگم
برسان نالهی مرا به عراق
فاطمه دست از علی نکشید
به زمین خورده بود با شلاق
جهت سلامتی و تعجیل در فرج آقا امام زمان، شادی روح امام و شهدا و سلامتی رهبر عزیز صلوات
زیارت عاشورا - 1399/9/18- حاج منصور ارضی
کی شود تا سر و سامان بدهی کار مرا
بارم افتاده، مگر خود بخری بار مرا
من به امید نگاه تو گرفتار شدم
کی بگیری ز کرم دست گرفتار مرا؟
آه انگار دلت از دل من راضی نیست
نپسندیدهای انگار تو رفتار مرا
چه کنم ای پسر فاطمه با روسیهی
پیش زهرا اگر افشا کنی اسرار مرا؟
بعد یک عمر گدایی ز در خانه تو
چه کنم گر ندهی پاسخ اصرار مرا؟
هر چه تو ناز کنی خواهش من میارزد
تا مگر پاک کنی روح گنهکار مرا
عبد زهرا نشدم نوکر عباسم کن
تا نگاهی برسد چشم گنهکار مرا
نکند روضهی عباس هوس کرده دلت
تا خدا جمع کند دیدهی دلدار مرا
گفت تا صبح قیامت به عزایم بنشاند
آنکه شمشیر زده دست علمدار مرا
با چه رویی بروم خیمه چه گویم به رباب؟
آب کردند دل سید و سالار مرا
از روی شرم به صورت به زمین افتاده
تا که مخفی بکند روی سپهدار مرا
خواهرم گفت من و رخت اسیری ای وای
پس تو از نیزه ببینی سر بازار مرا
جهت سلامتی و تعجیل در فرج آقا امام زمان، شادی روح امام و شهدا و سلامتی رهبر عزیز صلوات
زیارت عاشورا - 1399/9/11- حاج منصور ارضی
لَنگیم همه عصای ما را بفرست
آمین پس از دعای ما را بفرست
بیماری ما صعب العلاج است بیا
ای جانِ شفا شفای ما را بفرست
حالا که گرفتار بلاها شده ایم
راه گذر از بلای ما را بفرست
از خاطر دیدن تو مُردیم همه
ای وعدهی حق رجای ما را بفرست
در وقت سرازیری قبر و ملکوت
لبیک بیا بیای ما را بفرست
یا آنکه گناه همه را زود ببخش
یا واسطه شو رضای ما را بفرست
حالا که نصیب ما نشد دیدن تو
سهمیهی سامرای ما را بفرست
شاید برسد جنازهی ما به حرم
تا کرب و بلا صدای ما را بفرست
مادر بخورد زمین عزای همه است
پس پیرهن عزای ما را بفرست
جهت سلامتی و تعجیل در فرج آقا امام زمان، شادی روح امام و شهدا و سلامتی رهبر عزیز صلوات
زیارت عاشورا - 1399/9/4- حاج منصور ارضی
ای عرش و فرش، گوشه ای از ما سوای تو
پر میزند دوباره دلم در هوای تو
محتاج آمدم دم دارالشفا بیا
من خوب میشوم به خدا با دوای تو
دست مرا بگیر که افتادم از نفس
هیئت گرفته ام به امید شفای تو
نشناختم تو را وسط روضه ها ببخش
تو آمدی و پا نشدم پیش پای تو
تو بوده ای مراقب دلشوره های من
من بوده ام مسبب دلشوره های تو
یا ایها العزیز دری باز کن فقط
تنها شده میان جماعت گدای تو
سوی گناه رفته ام و قهر کرده ای
دردسر است نوکری من برای تو
دورت بگردم ای گل صحرا نشین بیا
چون نذر کرده ام که بگیرم عبای تو
درمانده ام درمانده آمده است به مهمانی کریم
مهمان سفره ی حسنم با دعای تو
میگفتی ای عزیز دلم کاشکی شبی
این هم ضریح و تذکره ی سامرای تو
ما را ببر سحر دم سرداب سامرا
جانم فدای چهره ی مشکل گشای تو
حق دلم وصال شما بود ادا نشد
راه زیارت حرم بسته وا نشد
جهت سلامتی و تعجیل در فرج آقا امام زمان، شادی روح امام و شهدا و سلامتی رهبر عزیز صلوات