مسجد ارک - 1398/3/12 - شب بیست و هفتم ماه مبارک رمضان - حاج منصور ارضی
ماندم میان خوف و رجا دست من بگیر
وقتم کم است، آه خدا دست من بگیر
چیزی نمانده جمع شود خوان رحمتت
حالا که هست سفره به پا دست من بگیر
در هم بخر سوا بکنی گریه میکنم
امشب کنار این رفقا دست من بگیر
من صاحب مصائب سنگین و بی حدم
با این همه گناه و خطا دست من بگیر
ای دستگیر باخبری من چه کردهام (کردهاند خلق)
دست مرا دوباره رها دست من بگیر
باد صبا هوای نجف را میآورد
مستم به بوی باد صبا دست من بگیر
باشد دخیل پنجره فولاد میشوم
در روضهی امام رضا دست من بگیر
بر رشتهی محبت او چنگ میزنم
چنگی که «لا انفصام لها» دست من بگیر
بر خاک کوچه رو به اباصلت ناله زد
در زیر پام مانده عبا دست من بگیر
پنجاه بار بین گذر خوردهام زمین
یاد غریب کرب و بلا دست من بگیر
عباس نیست زینب و یک محمل بلند
گوید سکینه عمه بیا دست من بگیر
جهت سلامتی و تعجیل در فرج آقا امام زمان، شادی روح امام و شهدا و سلامتی رهبر عزیز صلوات