صنف لباس فروش ها 1392/12/6- زیارت عاشورا -حاج منصور ارضی
بیدار نشد این دل غفلت زده تا چند _____ انذار بر این دیده ی حسرت زده تا چند
از نفس خطا کار و ز ابلیس جفا کار _____ تبریک بر این قلب مصیبت زده تا چند
من غایبم از محضر نورانی ات ای یار _____ غایب ز تو این حاضر غیبت زده تا چند
گاهی تو کنار منی و من پی دیدار _____ گمگشته در این وادی غربت زده تا چند
ای وای از این چشم و از این قلب گرفتار _____ گمراهی این دیده ی صورت زده تا چند
ای کاش که من هیئتی فاطمه باشم _____ هم صحبتی مردم هیئت زده تا چند
بیهوده دم از راه ولایت زدن از چیست _____ همراهی یک قوم ولایت زده تا چند
ای کاش ز بیراهه نمی رفت فلانی _____ ای مدعیان سهم عدالت زده تا چند
گاهی به خدا حرف خدا نیز بهانه است _____ آزردن این ملت دولت زده تا چند
از غیر تو این قافله منت نپذیرد _____ ای دوست تماشای خجالت زده تا چند
ما را تو مگر کرب و بلایی بنمایی _____ ای منتقم کوچه و گودال کجایی
____________ جهت تعجیل در فرج آقا امام زمان صلوات ____________
صنف لباس فروش ها 1392/11/29- زیارت عاشورا -حاج منصور ارضی
حال ما دنیانشینان بی تو اصلا خوب نیست***** بی تودر دنیای ما جز فتنه و آشوب نیست
باغ های این حوالی را همه سرما زده ***** دور از خورشید هرگز حاصلی مرغوب نیست
خوب می دانم شبیه عاشقانت نیستم ***** خوب می دانی که اوضاع دلم مطلوب نیست
قلبم از فرط گنه ویرانه شد، پس لاجرم ***** جایگاه چون تو شاهی خانه ی مخروب نیست
بی تو آداب مسلمانی دگرگون گشته است ***** شیعه این روزها چندان به تو منصوب نیست
دیده آلوده، دل آلوده، نفس آلوده، آه ***** جز تو امیدی برای بنده ی معیوب نیست
کاش می شد خاک پایت سرمه ی چشمم شود***** آخر این مژگان من کمتر که از جاروب نیست
با تمام این سخن ها کاش برگردی نگار ***** کاسه ی صبر من بیچاره چون ایوب نیست
مادرت در کوچه فریاد زد مهدی بیا ***** زودتر برگرد حال و روز مادر خوب نیست…
صلوات
صنف لباس فروش ها 1392/11/15- زیارت عاشورا -حاج منصور ارضی
برای آنکه بیایی به جاده می نگرم ________ برای تو چه قدر حرف دارد این جگرم
هنوز هفته به هفته پرم زمین گیر است ______ هنوز بال ندارم به آسمان بپرم
کویر خشکم و چشم انتظاربارانم _________ هنوز میوه ی کالم هنوز بی ثمرم
دوباره کیسه ی خالی برایت آوردم ________ هنوز شکر خدا من گدای پشت درم
چه قدر جمعه گذشت و چه قدر مادرمن ______ نیامدی و چه قدر پیرتر شده پدرم
بدون تو چه قدر درد بی دوا دارم _________ بدون تو چه بلاها که آمده به سرم
همیشه دست نوازش تو می کشی به سرم _____ همیشه خوبی و من هم همیشه درد سرم
مگر خود تو نگفتی مواظبم هستی _________ برس به داد دلم در گناه غوطه ورم
خودت اجازه نده بعد از این گناه کنم ________ خودت مراقب من باش بی تو در خطرم
مگر دعای خودت کار را درست کند ________ که من قنوت بگیرم دعای بی اثرم
دلم خوش است به این روضه ها وهیئت ها _____ به این بهانه مگر ره به کوی تو ببرم
برای کرب و بلا و برای شش گوشه ________ میان روضه دلم تنگ شد برای حرم
____________________ صلوات _________________
صنف لباس فروش ها 1392/11/08- زیارت عاشورا -حاج منصور ارضی
آخر بگو چه چاره کنم با غم فراق _____آهی ز حسرت است فقط همدم فراق
با گریه کردن این دلم آرام می شود _____ یعنی که اشک بود فقط مرهم فراق
موی سپید تحفه ی هجران دلبر است _____ یک عمر می شود سپری یکدم فراق
حال دلم چو زلف تو پیچیده در هم است _____ خسته شدم در ازاء این همه پیچ و خم فراق
گفتم که چیست خون جگر، گفت عاشقی _____ اشک دل است در سحر ماتم فراق
ای حاجی همیشه بیابان نشین بیا _____ بنشین شبی کنار من و زمزم فراق
هجران به دام رنج و بلا می کشد مرا _____ آخر فراق کرب و بلا می کشد مرا
جهت تعجیل و سلامتی آقا امام زمان صلوات
صنف لباس فروش ها 1392/11/01- زیارت عاشورا -حاج منصور ارضی
این چنین احساس کردم بین رویا بار ها می زنم بوسه، به دست و پایت آقا بار ها
خواستم تا مهزیار تو شوم، اما نشد سبز شد در پیش رو، اما و اگرها بارها
علت تب کردنم، درد فراقت بود و بس بین بستر می کنی، من را تماشا بارها
با چنین وضع وخیم و رو به قبله بودنم حال ِ من را می شوی، هر روز جویا بارها
ای طبیبی که به دنبال مریضت می روی با وجودی که مرا کردی مداوا بارها
کور بودم که تو را نشناختم، عیب از من است شد حجاب ِ دیدن ِ من معصیت ها ، بار ها
این همه گفتی که دور معصیت را خط بکش من ولیکن می کنم امروز و فردا بارها
کشتی انس مرا طوفان شهوت غرق کرد ریخته بار مرا در قعر دریا بار ها
جنس ِ نا مرغوب بیخ ِ ریش صاحب می شود آه، آقا روی دستم مانده حالا بارها
بارهایم را خریدی ای خریدار کریم مادرت بس که سفارش کرد من را بار ها
چشم پوشی از گناهان، معنی اش این است که با تغافل می کنی با من مدارا بار ها
روزی ام کن بار دیگر، کربلا را ای کریم چون که امضا کرده ای، تو نامه ام را بارها
صلوات
صنف لباس فروش ها 1392/10/24- زیارت عاشورا -حاج منصور ارضی
نبود غیر تو خوبی، در این زمانه ی ما عزیز در سفر، ای گوهر یگانه ی ما
کسی به غیر تو سنگ صبور ما نشد تویی چراغ امید میان خانه ی ما
برای گریه هزاران بهانه موجود است فراق و دوری تو بهترین بهانه ی ما
فقط تو بار مرا کم نموده ای آقا جان همیشه چشم طمع بوده روی شانه ی ما
شکسته بال و پرم، دل شکسته هم هستم بیا سری بزن امشب به آشیانه ی ما
بیا که بی گل رویت، بهار بی معناست دعا برای ظهورت، دم شبانه ی ما
مرا برای سفر، سوی خود مهیا کن قرار کرب و بلا، گریه هم نشانه ی ما
بیا ز جور زمانه مرا رهایی ده برات نوکر این خانه کربلایی ده
سلامتی و تعجیل در فرج آقا امام زمان صلوات
صنف لباس فروش ها 1392/10/10- زیارت عاشورا -حاج منصور ارضی
این چنین بر دلم افتاد به امید خدا غم نخور می رسد امداد به امید خدا
چقدر عقده در این سینه ی ما جمع شده عقده ها می شود آزاد به امید خدا
دل ما که به خدا تنگ شده منتظریم تا که از ما بکند یاد به امید خدا
با دعای فرج و ندبه ی او مانوسیم کی اثر می کند اوراد به امید خدا
باید از گندم بد بوی گنه دور شویم تا شویم یار قلمداد به امید خدا
گره از کار گره خور ده ی ما باز شود فرصتی می شود ایجاد به امید خدا
که به دست پسر فاطمه بوسه بزنیم یک به یک با همه اولاد به امید خدا
خبر آمدنش را همه جا پخش کنید می رسد لحظه ی میعاد به امید خدا
منتقم می رسد و روز ظهورش حتما می شود فاطمه دلشاد به امید خدا
حرم خاکی خورشید و قمر های بقیع عاقبت می شود آباد به امید خدا
مثل مشهد وسط صحن بقیع نصب کنیم دو سه تا پنجره پولاد به امید خدا
لذتی دارد عجب تا که به ما می گوید آفرین، دست مریزاد به امید خدا
وعده ی بعدی ما شارع بین الحرمین دم بگیریم همه لک لبیک حسین
سلامتی و تعجیل در فرج آقا امام زمان صلوات