صنف لباس فروش ها -1394/7/29- زیارت عاشورا - روز هفتم محرم - حاج منصور ارضی
دلم برای دیدنت مذاب شد نیامدی / چقدر دوری شما عذاب شد نیامدی
به شهر وعده دادم که میرسی و پیششان / دوباره نوکر شما خراب شد نیامدی
صدا زدی حسین را صدا زدم حسین را / تمام عمر من پر از جواب شد نیامدی
شب یتیم مجتبی گذشت و من ندیدمت / چقدر شاخههای گل، گلاب شد نیامدی
دوباره شد محرم و رسید صاحب عزا / ببین که مادرت ز گریه آب شد نیامدی
سری بزن به اشک ما بیا که روز بعد از این / نگویمت که روضهی رباب شد نیامدی
عروس فاطمه چرا به زیر آفتاب؟ / دوباره روی مادری کباب شد نیامدی
جهت سلامتی امام زمان و مقام معظم رهبری و تعجیل در فرج امام زمان صلوات
جهت شادی ارواح پاک شهدای حج و پیدا شدن سایر مفقودین فاجعه منا پنج صلوات
صنف لباس فروش ها -1394/7/28- زیارت عاشورا - روز ششم محرم - حاج منصور ارضی
گرفته هجر گریبان خون جگرها را / به شب کشیده غیاب شما سحرها را
برای خوب و بد ما نبودنت ضرر است / غم فراق تو سوزانده خشک و ترها را
هزار مرتبه آوارهی شما شدهایم / هزار مرتبه گشتیم این گذرها را
خودت گواه زمینگیر بودن مایی / گناه آمد و سوزاند بال و پرها را
بدیم اگر چه ولی باز تحمل کن / نَران ز پشت درِ خانه دردسرها را
به گریه راه تو را شستهایم روزبهروز / نوازشی بکن ای شاه رفتگرها را
ببین چه میکشد این طایفه بدون شما / بیا و دفع کن از شیعیان خطرها را
چه جمکران، چه قم، چه نجف، چه سامرا / به کربلا برسان ختم این سفرها را
از این عزا همهی دشت گریه میافتند / بغل کنند اگر پدرها پسرها را
جهت سلامتی امام زمان و مقام معظم رهبری و تعجیل در فرج امام زمان صلوات
جهت شادی ارواح پاک شهدای حج و پیدا شدن سایر مفقودین فاجعه منا پنج صلوات
صنف لباس فروش ها -1394/7/27- زیارت عاشورا - روز پنجم محرم - حاج منصور ارضی
شب تاسحر جز نام تو نجوا ندارد / کی گفته عاشق شب یلدا ندارد؟
دلداده تنها لذتش دیدار یار است / وابستگی به لذت دنیا ندارد
میسوزم و میسازم عمری با فراقت / همواره جز آتش جایی را ندارد
هر فصلی از عمرم زمستان است بیتو / دنیای بیتو واقعا گرما ندارد
ما را به عنوان غلامت میشناسند / بیتو کسی کاری به کار ما ندارد
ای خوش به حال آنکه مثل مهزیارت / جز دیدن تو در سرش رویا ندارد
از دیدنت محروم میماند یقینا / چشمی که رنگ و بویی از تقوا ندارد
وقتی که جای بهتر از ما خیمهی توست / دیگر برای روسیاهان جا ندارد
تا زندهام میبینمت یا نه بگو که / این نوکرت توفیق دارد یا ندارد؟
گر چه بدم اما تو را میخواهم آقا / مجنون تمنایی به جز لیلا ندارد
خوشبخت آنکه انتخابش کردهای تو / بدبخت آنکه این لیاقت را ندارد
هر جای هیئت که نشستم فیض بردم / پایین و بالا مجلس آقا ندارد
جهت سلامتی امام زمان و مقام معظم رهبری و تعجیل در فرج امام زمان صلوات
جهت شادی ارواح پاک شهدای حج و پیدا شدن سایر مفقودین فاجعه منا پنج صلوات
صنف لباس فروش ها -1394/7/26- زیارت عاشورا - روز چهارم محرم - حاج منصور ارضی
گریه برای وصل، خِیر روزگار ماست / ما عاشقیم و عاشقی هم افتخار ماست
باید پی اثبات عشق خویشتن باشیم / حتی اگر قابل نداند اصل کار ماست
تعبیر کار ما این است که ما منتظر هستیم / غافل از اینکه حضرتش در انتظار ماست
وقتی نمی آید بهارِ ما زمستان است / وقتی تو بیایی زمستان هم بهار ماست
از ما نگیر این اشک را بیاشک میمیریم / باور بکن این اشکها دارو ندار ماست
آرامش بیبودنت ارزش ندارد که / چیزی که ارزش هست قلب بیقرار ماست
آن عاملی که سد فیض دیدن یار است / از صبح تا شب گناه بیشمار ماست
هر گوشه ی ایران حسینیه شده برپا / شش گوشه آقا تماما در دیار ماست
باید برای عمه جان تا حد صرخه* رفت / تقدیم چشم تار زینب، چشم تار ماست
صرخه: اوج گریه
جهت سلامتی امام زمان و مقام معظم رهبری و تعجیل در فرج امام زمان صلوات
جهت شادی ارواح پاک شهدای حج و پیدا شدن سایر مفقودین فاجعه منا پنج صلوات
صنف لباس فروش ها -1394/7/25- زیارت عاشورا - روز سوم محرم - حاج منصور ارضی
به احترام محرّم بیا ببخش مرا / برای خاطر این اشکها ببخش مرا
تو در میان عزادارهای خود هستی / ندیده چشمم اگر که تو را ببخش مرا
هزار جمعه گذشت و نیامدی امّا / نمردهام پس از این جمعهها ببخش مرا
مَبین سیاهدلم که سیاهپوش توام / بیا به حرمت رخت عزا ببخش مرا
عزیز فاطمه از من اگر که رنجیدی / به ماه ماتم «خون خدا» ببخش مرا
میان روضه و یا در میان سینه زدن / هزار مرتبه دارم دعا ببخش مرا
به زیر سقف حسینیهها اگر که نشد / به زیر قبّهی کرب و بلا ببخش مرا
به دختری که ز بیداد خارهای بلا / هزار آبله دارد به پا ببخش مرا
جهت سلامتی امام زمان و مقام معظم رهبری و تعجیل در فرج امام زمان صلوات
جهت شادی ارواح پاک شهدای حج و پیدا شدن سایر مفقودین فاجعه منا پنج صلوات
صنف لباس فروش ها -1394/7/24- زیارت عاشورا - روز دوم محرم - حاج منصور ارضی
ای خوش آن روز که بر دیده دری باز شود / دارم امید دری از سحری باز شود
مگر از خدمت صاحب نفسان فیض رسد / ورنه از غیب بعید است دری باز شود
جز غم و غصهی تو غصه و غم نیست مرا / سفرهی دل نه به هر خیرهسری باز شود
مرغ بیبال و پرم گوشهی زندان خراب / باید از کنج قفس بال و پری باز شود
جز حریم نظرت نیست پناه دگری / گره بستهی ما با نظری باز شود
دم به دم یاد تو هستم که تو یادم باشی / درد گفتم که ز کویت خبری باز شود
بس دعا کردم و گرییدم و دادم قسمت / تا در وصل تو با چشم تری باز شود
تشنهام، تشنهی می، کرب و بلا میخواهم / در حرم دایرهی بیشتری باز شود
جهت سلامتی امام زمان و مقام معظم رهبری و تعجیل در فرج امام زمان صلوات
جهت شادی ارواح پاک شهدای حج و شفای عاجل مجروحین و پیدا شدن سایر مفقودین پنج صلوات
صنف لباس فروش ها -1394/7/23- زیارت عاشورا - روز اول محرم - حاج منصور ارضی
قیمت عشق به میزان خطر وابسته است / هجر چیزیست که بر خون جگر وابسته است
دل اگر پاک نباشد نمیآید آقا / نوع عابر به تمیزی گذر وابسته است
راه تا خیمهی دلدار ندارد هرگز / پای هر کس که به یک جای دگر وابسته است
چشم بیاشک همان کور بماند بهتر / دیدن یار به این دیدهی تَر وابسته است
گوشه چشمی نکند زندگی ما مرگ است / مثل طفلی که به الطاف پدر وابسته است
باید از دوری آقا همگی دق بکنیم / تا بداند که دل ما چه قدر وابسته است
سر جدت ببر آقا به زیارت ما را / کارِ آدم شدن ما به سفر وابسته است
ماه غم آمد و زینب سر و سامانش رفت / عمر ما نیز به این چند خبر وابسته است
چند روز دگر آقا به زمین میافتد / بس که بر داغ جوان درد کمر وابسته است
جهت سلامتی امام زمان و مقام معظم رهبری و تعجیل در فرج امام زمان صلوات
جهت شادی ارواح پاک شهدای حج و شفای عاجل مجروحین و پیدا شدن سایر مفقودین پنج صلوات