صنف لباس فروش ها - 1397/2/11- زیارت عاشورا - حاج منصور ارضی
برات حرف ندارم شما بفرمائید
به این بهانه نگاهی به ما بفرمائید
به وقت نافله صبح ای مسیحا دم
ز بختِ خفته، ملولم دعا بفرمائید
اگر قنوت گرفتی، بین آن به خودت
سفارش من وامانده را بفرمائید
هنوز خانه تکانی نکرده این دل من
و ماندهام که بیایی، کجا بفرمائید؟
نشستهام سر راهت خودت بلندم کن
تکان نمیخورم از جا، تا بفرمائید
بخیل نیستم اما فقط مرا نه
تو را به خدا همه را با خدا بفرمائید
بگیر هرچه به من میدهند این مردم
مرا گداتر از هر گدا بفرمائید
لباس پاره به سائل چقدر میآید
لباس فقر به من عطا بفرمائید
بگیر مردم بیمار را مسیحا کن
بپیچ نسخهی ما را شفا بفرمائید
عزیز فاطمه نزدیک نیمه شعبانیم
اجازهی سفر کربلا بفرمائید
جهت سلامتی و تعجیل در فرج امام زمان، شادی روح امام و شهدا و سلامتی رهبر عزیز صلوات
صنف لباس فروش ها - 1397/2/4- زیارت عاشورا - حاج منصور ارضی
بلای دوریات آه جگر بهانه گرفت
شکست بغض نهان چشم تر بهانه گرفت
خوشا به حال دلم از فراق و هجرانت
خودش به جای هزاران نفر بهانه گرفت
همین زمان که دعا میکنی برای دلم
همین دقیقه دلم بیشتر بهانه گرفت
دمی ز ماه رخت پرده را کنار بزن
برای دیدن رویت، قمر بهانه گرفت
همیشه هر که دلش سوخت از غم هجران
به اشتیاق نگارش، سحر بهانه گرفت
فدای راه رقیه تمام هجرانها
چقدر زیر کتک در گذر بهانه گرفت
همین که صوت پدر شد بلند از نیزه
دوید و خورد زمین پشت سر بهانه گرفت
جهت سلامتی و تعجیل در فرج امام زمان، شادی روح امام و شهدا و سلامتی رهبر عزیز صلوات
صنف لباس فروش ها - 1397/1/28- زیارت عاشورا - حاج منصور ارضی
ز شهد لعل لبت حاجت رطب دارم
دعای بوسهای از کنج لعل لب دارم
هنوز آرزوی لیلة الرغائب هست
من آرزوی تو را تا پس از رجب دارم
اگر چه قابل این مدّعا غلامت نیست
من از خدای رئوفم تو را طلب دارم
سلاح نیمه شب من نگاه رحمت توست
به عشق روی تو میل نماز شب دارم
شبی که صبح شود بی تو، روز من تیره است
سحر که با تو شود تا به شب طرب دارم
به دست دوستیات حبّ تو رفیقم شد
که گفته مهر تو در سینه بی سبب دارم؟
ردم نمیکنی از نوکری درگاهت
که من به کسوت این نوکری لقب دارم
اگر اجازه دهی روضهای کنم تقدیم
به یاد آنکه ز داغش همیشه تب دارم
صدای نالهی جانسوز مادرت آید
چه کاروان غریبیست نیمه شب دارم
من از وداع مدینه به نیزه میبینم
سری بریده که تا شام و تا حلب دارم
امان از اینکه شود هتک حرمت زینب
که من ز حلم خداوند خود عجب دارم
جهت سلامتی و تعجیل در فرج امام زمان، شادی روح امام و شهدا و سلامتی رهبر عزیز صلوات
صنف لباس فروش ها - 1397/1/21- زیارت عاشورا - حاج منصور ارضی
از حال و روز ما تو خبر داری ای امام
در بین جمع ما گذر داری ای امام
چشم خدایی و ز تو پوشیده نیست کس
دائم مرا تو زیر نظر داری ای امام
بیهودهگویی است فراوان میان ما
از همدمی ما تو حذر داری ای امام
هر چه به ذهن ما گذرد آگهی از آن
«تخفی الصّدور» را تو ز بر داری ای امام
از دست دوستان به کجا شکوه میبری؟
تا کی ز دوست خون جگر داری ای امام؟
ما را به حال خویش رهامان نمیکنی
از ما هماره دفع خطر داری ای امام
ما گرچه غافلیم ولی از کرامتت
برما دعا به وقت سحر داری ای امام
نشناختیم درد تو را «یابن فاطمه»
کی فکر انتقام به سر داری ای امام؟
آیا به زودی عازم مکه شوی و یا
سوی مدینه قصد سفر داری ای امام
کعبه دوباره بتکدهی مشرکان شده
گویند روی دوش تبر داری ای امام
ظلم و ستم تمام جهان را گرفته است
کی ذوالفقار آخته بر داری ای امام؟
با روضههای جدّ غریبت چه میکنی؟
هر صبح و شام دیدهی تر داری ای امام
آیا به جسم بیکفنش گریه می کنی
یا روی نیزه گریه به سر داری ای امام
جهت سلامتی و تعجیل در فرج امام زمان، شادی روح امام و شهدا و سلامتی رهبر عزیز صلوات
صنف لباس فروش ها - 1397/1/14- زیارت عاشورا - حاج منصور ارضی
چون ز چشم تو بیافتم به خطا میافتم
بی تو ای یار به گرداب بلا میافتم
راه طولانی و عمر کم و من بی توشه
رویگردان چو شوی زود ز پا میافتم
من تو را دارم و راه دگران را پویم
بی خودی نیست که در دام هوی میافتم
اغنیا سر تعظیم فرو آوردند
وای از آن دم که ز چشم فقرا میافتم
ذرهای وسوسه یک عمر عبادت را برد
من هم از لحظهی غفلت به جفا میافتم
به وفا کلب در خانهی تو میمانم
با تو روراست نباشم ز وفا میافتم
با تو یک شب اگر ای آینه خلوت نکنم
دور از رسم و رسوم شهدا میافتم
صوت «أین الرّجبیون» به فلک پیچیده
تا به کی از ره ارباب جدا میافتم؟
بگذارید بمانم در میخانهی عشق
دور از روضه من از کرب و بلا میافتم
آه از روضهی آن عمهی مظلومهی تو
یاد چشمان ترت صبح و مسا میافتم
مادری گفت که در هر شب جمعه به حسین
نالم آنقدر که دگر ز نوا میافتم
میکنم لحظه شماری که ببینم آخر
پیش پای تو من از پای کجا میافتم
جهت سلامتی و تعجیل در فرج امام زمان، شادی روح امام و شهدا و سلامتی رهبر عزیز صلوات
صنف لباس فروش ها - 1396/12/22- زیارت عاشورا - حاج منصور ارضی
دردهایم شده تکرار به هم ریختهام
غم شده بر سرم آوار به هم ریختهام
بعد عمری سر پیر خودم مینگرم
من کیام؟ عبد گنه کار به هم ریختهام
آخر سال شد و درد فراقت آقا
شده در سینه تلنبار، به هم ریختهام
قدر یک سال خجالت زدهام از رویت
حقم این است که بسیار به هم ریختهام
خبری نیست دگر از من و اشک سحرم
چشمهایم شده بیمار به هم ریختهام
منم و این دل رسوا شده و دست نیاز
نظری حضرت دلدار، به هم ریختهام
پسر حضرت زهرا به رقیه العفو
التفاتی بکن ای یار به هم ریختهام
جان فدای دل آن دخترکی که میگفت
من به زمین خوردم و ناچار به هم ریختهام
روسری سوخت، سرم سوخت، حجابم افتاد
وسط کوچه و بازار به هم ریختهام
خبری از پدرم نیست مرا برده ز یاد
اصلا انگار نه انگار به هم ریختهام
جهت سلامتی و تعجیل در فرج امام زمان، شادی روح امام و شهدا و سلامتی رهبر عزیز صلوات
صنف لباس فروش ها - 1396/12/15- زیارت عاشورا - حاج منصور ارضی
با حال مضطر آمدم آقا گدایی
شاید کنارت جا بگیرم با گدایی
سرگرم معصیت شدم در طول هفته
با بال زخمی آمدم حالا گدایی
ای کاش هر شب بر در این خانه بودم
چون میبرد افتاده را بالا گدایی
هر شب دعایم کردی و هی غصه خوردی
گفتی بیا روضه، نرو هر جا گدایی
گر اشک و سوز ناله میخواهی همیشه
باید بیایی نیمهی شبها گدایی
با دست خالی رو زدم تا که ببینی
امشب امید من شده تنها گدایی
بیآبرو بودم تو دادی آبرویم
خیلی به دردم خورده در دنیا، گدایی
آقا بده اذن زیارت تا بیایم
یک گوشهی صحن حضرت سقا گدایی
جهت سلامتی و تعجیل در فرج امام زمان، شادی روح امام و شهدا و سلامتی رهبر عزیز صلوات