مسجد ارک - 1399/7/14 - زیارت عاشورا - مراسم اربعین - حاج منصور ارضی
نگو که خیر نداری برای ما آقا
عزیز من کرمت رفته پس کجا آقا؟
چه اشتباه بزرگی ز نوکرت سر زد
که آمده به سرش این همه بلا آقا
کسی که آبرویش میرود خودت هستی
اگر محل نگذاری به این گدا آقا
به حرمت نمک و نان سفره ات نَزَدم
به روضه های حسین تو پشت پا آقا
منی که شب، نجف و صبح، سامرا بودم
تقاص پس بدهم این همه چرا آقا؟
شکایت دل خود را به فاطمه گفتم
که بسته ای به رویم مشهد الرضا آقا
اگرچه غرق گناهم ز تو طلبکارم
زدی به چوب جدایی کربلا آقا
قسم به آن بدنی که جدا جدا شده بود
مرا ز گریه و هیأت مکن جدا آقا
نگاه کن یک علی شد هزار تا اکبر
نگاه کن به علی زیر نیزه ها آقا
توان نداشت بچیند میان لشکر شام
علی اکبر خود را روی عبا آقا
جهت سلامتی و تعجیل در فرج آقا امام زمان، شادی روح امام و شهدا و سلامتی رهبر عزیز صلوات
مسجد ارک - 1399/7/13 - مراسم اربعین - حاج منصور ارضی
به من رسیده دو چشم تر از حسین و حسن
کلام وحی شده منبر از حسین و حسن
خراب روضه شدم آمدم به میخانه
رسیده جام و می و ساغر از حسین و حسن
برای آنکه خدا را بیاورم هیأت
نداشتم به خدا بهتر از حسین و حسن
زمین به دست حسن آسمان به دست حسین
به عرش می رسد این نوکر از حسین و حسن
نشسته زیر کساء بینشان رسول خدا
که ارث برده علی اکبر از حسین و حسن
بهشت را به گدایی هردوشان بفروش
نخواه چیز کمی دیگر از حسین و حسن
تویی که کرب و بلا رفته ای به عشق بقیع
چه توشه ای ببری آخر از حسین و حسن
طبیعی است که با فاطمه طرف بشود
حساب اگر نبرد محشر از حسین و حسن
بپرس فضه چه از فاطمه شنیده، علی
یک آیه کم شده از کوثر حسین و حسن
چه وضع خانه ی او صورتش به هم خورده
که رو گرفته چنین مادر از حسین و حسن
کشیده خورد و کشیده شده و کشیده آه
کشیده از خجالت «در» از حسین و حسن
مسجد ارک - 1399/7/13 - زیارت عاشورا - مراسم اربعین - حاج منصور ارضی
مجنون مآب پای تو لیلا نشسته ام
در انتظار روی تو آقا نشسته ام
این ادّعا کجا و من از تو بی خبر؟
تو هر کجا و من همه یک جا نشسته ام
منشور عاشقی مگر از پا نشستن است؟
معشوق را فقط به تماشا نشسته ام
با شور عشق می شود آیا ز پا نشست؟
آیا قبول هست که در جا نشسته ام؟
تو هر دم از میان جماعت گذر کنی
ای شمعِ جمع، من ز چه تنها نشسته ام
عشاق سر به کوه و بیابان گذاشتند
من دیدم و شنیدم و اینجا نشسته ام
تنها نشستن سر راه که کار نیست
تا کی فقط شبیه گداها نشسته ام
تا کی به جای بودن پای رکاب تو
گویم ترحمی که من از پا نشسته ام
می شد هماره یاد تو باشم، ولی نشد
در انتظار کرب و بلا نشسته ام
کرب و بلا فقط به مسیر نجف که نیست
جای جهاد، هجر حرم را نشسته ام
گمنام ها برای تو اقدامها کنند
من با تمام شهرتم اما نشسته ام
پایان اربعین به شهادت رسیدن است
همچون رباب در غم مولا نشسته ام
جهت سلامتی و تعجیل در فرج آقا امام زمان، شادی روح امام و شهدا و سلامتی رهبر عزیز صلوات
زیارت عاشورا - 1399/7/8- حاج منصور ارضی
در این زمانه که عادی شده است نامردی
همیشه از سر رحمت مرا دعا کردی
شبانه روز مرا بین معصیت دیدی
دلت شکست به رویم ولی نیاوردی
سرم نرفت به زیر علامت احدی
که بر سرم همهی عمر سایه گستردی
حرام باد به من دلخوشی این دنیا
غریب ماندی و دنبال یار میگردی
مرا مریض بدون علاج عشقت کن
تباه گشتهام از دست درد بیدردی
نگو که از قلم افتادهام اربعین امسال
قسم به فاطمه اشک مرا درآوردی
فقط تو گریهکن زینبی و با گریه
دل مرا با بکاء بر عقیله پروردی
کجاست ساقی لشکر کجاست ماه حرم؟
عقیله مانده بدون کفیل و همدردی
جهت سلامتی و تعجیل در فرج آقا امام زمان، شادی روح امام و شهدا و سلامتی رهبر عزیز صلوات
زیارت عاشورا - 1399/7/1- حاج منصور ارضی
میان حوض دو چشمم دو قطره اشک نمانده
مرا گناه به سوی عذاب هجر کشانده
منم کسی که دو دستش ز دامن تو رها شد
تویی کسی که گدا را جدا نکرده نرانده
دمی که مست گناهم خدا کند که نیایی
شرابِ نفس عطشم را هنوز هم ننشانده
همیشه حرف حساب تو را حساب نکردم
همیشه کاسبی من خراب بود و زیان ده
دلیل دور شدن از شما رفیق بدم شد
همینکه عشق شما را همیشه از سرم پرانده
تو در کنار منی و من از حضور تو محروم
خدا مرا به عبایت رسانده و نرسانده
چقدر عکس حرم را ببینم و بکشم آه
چنان کسی که وضو دارد و نماز نخوانده
حسین گفتن من از دعای فاطمه بوده
چه کوثری ست که زهرا به جان روضه چکانده
فدای دختر زهرا که در میان خرابه
ز گیسوان گره خورده اش غبار تکانده
در آن معاشقه سر را گرفت و گفت رقیه
پدر مرا کسی از روی خارها ندوانده
جهت سلامتی و تعجیل در فرج آقا امام زمان، شادی روح امام و شهدا و سلامتی رهبر عزیز صلوات
زیارت عاشورا - 1399/6/25- حاج منصور ارضی
گرچه ز جدایی مَبرم راه به جایی
یک عمر فقط داشتم عادت به جدایی
از نالهی یابن الحسنم شد جگرت خون
هرگز نشدم عاشق روی تو خدایی
وابستهی دنیا شدم و نرخ گرانش
سرمایهی من هست فقط اشک ریایی
از غیبت طولانی تو سختتر آنکه
یارت بشود مثل من بیسر و پایی
قدر قدمی یا دِرَمی کار نکردم
گفتم چه نیازیست بیایی، نیایی
شد چشم گنهکار من آلودهی هرکس
باید بشود از دل من گندزُدایی
با سیصد و اندی کلک آمادهام آقا
این حرف دروغ است که دارید فدایی
گرچه همه گفتند مرا دوست ندارید
دستت به سرم بود و شدم کرب و بلایی
صبح و شب تو گریه به گودال حسین است
هرچند که دلخون تمام اسرایی
سجاد به دنبال کفن بود و نمییافت
نه پارچهای بود، نه معجر، نه عبایی
تشخیص سرش سختتر از قبله شد آنجا
تا حلق بریده بکند جلوه نمایی
جهت سلامتی و تعجیل در فرج آقا امام زمان، شادی روح امام و شهدا و سلامتی رهبر عزیز صلوات
زیارت عاشورا - 1399/6/18- حاج منصور ارضی
من گمشدهای دارم یابن الحسن ای مولا
محروم ز دیدارم یابن الحسن ای مولا
بازآی که دلم خون است دل واله و مجنون است
ای دلبر و دلدارم یابن الحسن ای مولا
تنها هنرم این است عشقم به تو دیرین است
الغوث شده کارم یابن الحسن ای مولا
تا دور و برت هستم من منتظرت هستم
دور از تو گرفتارم یابن الحسن ای مولا
با دیدهی بارانی گه روی بگردانی
از بس که گنهکارم یابن الحسن ای مولا
لابد به همین خاطر پیشم نشوی حاضر
آزرده شدی یارم یابن الحسن ای مولا
دائم نظر رحمت داری به من از رأفت
با اینکه خطاکارم یابن الحسن ای مولا
حالا که پشیمانم محتاج به احسانم
افتاده زمین بارم یابن الحسن ای مولا
با سوز دل و آهم با قافله همراهم
عمریست عزادارم یابن الحسن ای مولا
ای وای از این ایام از کوفه و راه شام
شد غصهی بسیارم یابن الحسن ای مولا
ناموس خدا محزون رأس شهدا گلگون
بر نیزه سر یارم یابن الحسن ای مولا
ای منتقم مظلوم بازآی دل مغموم
کن یاری دلدارم یابن الحسن ای مولا
جهت سلامتی و تعجیل در فرج آقا امام زمان، شادی روح امام و شهدا و سلامتی رهبر عزیز صلوات
کاش شام غم من را تو سحر گردانی
جنگ خونین مرا غرق ظفر گردانی