زیارت عاشورا - 1398/6/16- روز هفتم محرم - حاج منصور ارضی
شرمندهایم کار برایت نمیکنیم
جز وقت احتیاج صدایت نمیکنیم
جا میزنیم وقت عمل تا که میرسد
ترک گناه محض رضایت نمیکنیم
در باتلاق نفس گرفتارتر شدیم
تنها برای اینکه دعایت نمیکنیم
با اینکه دست توست شفاء لکل داء
در اوج درد میل شفایت نمیکنیم
تنگی دست ما اثر کاهلی ماست
این دست را دخیل عبایت نمیکنیم
تو روز و شب حمایت ما میکنی ولی
ما از توی غریب حمایت نمیکنیم
بد کردهایم با تو دلت را شکستهایم
باز اعتنا به این گلههایت نمیکنیم
حتی اگر ندیده حرم جان دهیم ما
تصمیم با شماست شکایت نمیکنیم
اما چه بهتر است که ما را طلا کنی
این روزها مسافر کربلا کنی
جهت سلامتی و تعجیل در فرج آقا امام زمان، شادی روح امام و شهدا و سلامتی رهبر عزیز صلوات
زیارت عاشورا - 1398/6/15- روز ششم محرم - حاج منصور ارضی
دلت سیاه شده نور هل اتی کافی ست
ز خلق رانده شدی حجت خدا کافی ست
نیاز بنده ی عاشق به مال و زیور نیست
دلی که برغم مولاست مبتلا کافی ست
که گفته وصل دوای تمام درد منست؟
هر آنچه یار بخواهد همان مرا کافی ست
از آستان امامی که معدن خیر است
برای نوکر درمانده یک دعا کافی ست
بیا به خاطر قلب امام قول دهیم
اگر چه دیر شده اما دگر خطا کافی ست
برای هر که هوای دلش نفسگیر است
نفس کشیدن در مشهد الرضا کافی ست
حرم کجا و من روسیاه کجا؟ می دانم
همین که سوختم از هجر کربلا کافی ست
دوید زینب و با گریه گفت با قاتل
نزن عزیز مرا شمر بی حیا کافی ست
همه کفن بخرند و همه کفن بشوند
فقط برای حسین است بوریا کافی ست
جهت سلامتی و تعجیل در فرج آقا امام زمان، شادی روح امام و شهدا و سلامتی رهبر عزیز صلوات
زیارت عاشورا - 1398/6/14- روز پنجم محرم - حاج منصور ارضی
تا دلم از کردههای خویش نادم میشود
بیشتر از پیش چشمم گریه لازم میشود
اشک بال پر زدن در وادی معراجهاست
گریهکن در روضه جبریل عوالم میشود
شمع باشی یا که پروانه چه فرقی میکند
سوخت هر کس که درونش عشق حاکم میشود
هر که سنگ طعنههای خلق را تاب آورد
حتم دارم شیشه هم باشد مقاوم میشود
گرچه هِی در میزنم کشکول من را پر نکن
دست سائل تا که خالی شد مزاحم میشود
این خرابت را بیا و لطف کن بیرون مکن
قول خواهد داد که یک روز سالم میشود
تا گناهی میکنم زهرا وساطت میکند
پشت مادر طفل بازیگوش قایم میشود
آه ای ماه هزار و چند ساله تو بگو
سهم ما تا کی سیاهی مداوم میشود؟
هر زمان ناحیه میخوانم تصور میکنم
روح من تا کربلایش با تو عازم میشود
گریه تنها در میان روضهی جدّت حسین
اشک هر چه میدهی خرج مراسم میشود
لااقل این جسم عریان مانده را دفنش کنید
نامروتها کسی اینقدر ظالم میشود؟
آن ردا و آن عبا و آن عمامه بس نبود؟
کهنه پیراهن مگر جزء غنایم میشود؟
جهت سلامتی و تعجیل در فرج آقا امام زمان، شادی روح امام و شهدا و سلامتی رهبر عزیز صلوات
زیارت عاشورا - 1398/6/13- روز چهارم محرم - حاج منصور ارضی
خدا گواه که دل بی تو صد بلا دارد
بیا که محفل ما بوی کربلا دارد
کنار تو نفحات الحسین دلچسب است
تمام شهر از این نفخهها جلا دارد
به یُمن توست که از دشت نینوا هر روز
ندای جدّ غریبت مرا صلا دارد
به لب اگر گل لبیک داعی اللّه است
دعای توست دلم نغمهی ولا دارد
ز همنشینی تو دفع صد بلا بشود
خوش آن کسی که دلی چون تو مبتلا دارد
سخن ز راس بریده ز صوت قرآن است
همان که زمزمه در تشتی از طلا دارد
برای عمهی مضطرهات بمیرم من
که عمه بیشتر از هر کس ابتلا دارد
میان آن همه غربت چو کوه اِستاده
چه نقشههاست که با خطبه بر ملا دارد
چه قدرتیست بنازم به بانوی عصمت
که از خطابه او پرچم اعتلا دارد
وجود پاک تو را ای که منتقم هستی
به هر کجاست خداوند بیبلا دارد
جهت سلامتی و تعجیل در فرج آقا امام زمان، شادی روح امام و شهدا و سلامتی رهبر عزیز صلوات
زیارت عاشورا - 1398/6/12- روز سوم محرم - حاج منصور ارضی
باز آمدم که یاری چشم تری کنم
بر گریههای صاحب عزا یاوری کنم
هم ناله با صدای نوای امام خویش
با آه و ناله یاری یک مادری کنم
وقتی که داد میزنی «یا جدّی الغریب»
میگریم و برای تو غم پروری کنم
یاد به خون نشستن او میکشد مرا
یاد جدا جدا شدن پیکری کنم
تا یاد درد عمهی مضروبه میکنی
من شرم از اسیری یک خواهری کنم
دستی بکش به روی سر روضهخوان خویش
تا حق ادا به مجلس یک دختری کنم
صدها محرمم اگر آید کنار تو
شوری بده که وقت عزا محشری کنم
قلبی سلیم خواهم و عقلی سلیم تا
بر نفس خویش تا به ابد سروری کنم
دل را تو خود گره به سر زلف خود زدی
باید که من ز غیر تو دل را بری کنم
چاره نماند به دردسر سرگردانیام
در را ه کربلایِ تو ترک سری کنم
جهت سلامتی و تعجیل در فرج آقا امام زمان، شادی روح امام و شهدا و سلامتی رهبر عزیز صلوات
زیارت عاشورا - 1398/6/11- روز دوم محرم - حاج منصور ارضی
ای گل نرگس چرا هم پای آهت غربت است؟
گریهکن لازم نداری روضههایت خلوت است
چشم ما کرده هوس یکبار خون گریه کند
روزی این چشمِ بیتوفیق اشک حسرت است
یک حسین از تو رسید و عالمی آشفته شد
بین روضه، بودن صاحب نفسها نعمت است
نالهات ما را عزادار سرِ بر نیزه کرد
هر کجا که روضه داری، اشک ما هم دعوت است
گوشهی تنهاییام دق میکنم کی میرسی؟
اشتیاق وصل از شیرینی هم صحبت است
سائل اشکم رفیق گریههای بی کسی
بچههای فاطمه الطافشان بیمنّت است
خرج روضه میشویم و منصب ما نوکری ست
روضهخوانی نعمت است و گریه کردن خدمت است
در نماز خویش هر شب روضهداری میکنم
میکشم تسبیح آه و روضهخوانم تربت است
غصه عریانی جدّ غریبت روی خاک
مایهی آه تمام خاندان عصمت است
سینهات بر زیر پا افتادنش را گریه کرد
تنگی پیراهنم، پیراهنش را گریه کرد
سلامتی و تعجیل در فرج آقا امام زمان، شادی روح امام و شهدا و سلامتی رهبر عزیز صلوات
زیارت عاشورا - 1398/6/10- روز اول محرم - حاج منصور ارضی
ای وارث حقیقی مشک و عَلم سلام
مولای هر چه آینه هر چه ألم سلام
امسال هم نیامدی و در فراقتان
آمد دوباره ماه عزا، ماه غم سلام
عرض ادب به محضر نورانی شما
عرض درود و تسلیت و باز هم سلام
از راه دور از حرم زخمدارِ دل
دستی به روی سینه تو را میدهم سلام
ای سایهی مبارک تو بر سرم زیاد
هر چند بیبضاعت و هر چند کم سلام
ماه محرم است پُرم از غزل، عطش
ای بیتهای گمشدهی محتشم سلام
یا صاحب الزمان تکایای محترم
از تو به هر چه هیئتی محترم سلام
از ما نثار مقدم تو هر قدم درود
از تو نثار سینهزنان هر قدم سلام
کی میشود کنار تو، صحن عمویتان
هر شب حرم دوباره حرم در حرم سلام
با اینکه درون دل خود ترسیدهام
ممنون توام محرمت را دیدهام
جهت سلامتی و تعجیل در فرج آقا امام زمان، شادی روح امام و شهدا و سلامتی رهبر عزیز صلوات